باران کوثری
احتمالا به لحاظ دیدهشدن، یا نقش و باقی چیزها؟
کوثری: موفقترین از همه نظر. خیلی کار به موقعی بود برای من. از نظر دیدهشدن هم بود. برای اینکه وقتی در تلویزیون دیده شوی، خیلیها میروند فیلمت را در سینما هم میبینند. من دوست داشتم که مردم «خونبازی» را در سینما ببینند.
البته این وسط درفیلم «توفیق اجباری» [ساخته محمدحسین لطیفی] هم بازی کردید...
کوثری: من «توفیق اجباری» را نه به خاطر دیدهشدن بازی کردم، نه به خاطر پول و اصلا حتی یک درصد هم قرارم ـ حداقل با خودم ـ این نبود که نتیجه کار اینطور شود.
به خاطر کارگردان بازی کردید؟ یکبار گفته بودید هر زمان لطیفی پیشنهاد کار بدهد، من قبول میکنم...
فقط به خاطر آقای لطیفی هم نبود. اینطور نیست که هر وقت لطیفی بگوید، قبول کنم. اگر او پیشنهاد بدهد، از لحاظ کارگردانی قبول میکنم، اما باید نکتههای دیگری را هم در نظر بگیرم...
و این وسواس از «توفیق اجباری »شروع شد؟ بعد ازآن که دیدید نتیجه آن چیزی نشده است که میخواستید...
آره. اصلا جنسِ کار فرق کرد. قرار چیز دیگری بود.
نگار جواهریان حاضر است در فیلمی مثل «توفیق اجباری»بازی کند؟
نه. اما بگذارید این را بگویم که یکبار آقای طهماسب میگفتند بازیگر باید بازی کند؛ هم فیلم بد و هم فیلم خوب. اصولا بازی کردن بهتر از بازی نکردن است. این حرف واقعا میتواند درست باشد، وقتی که بازیگر خیلی حرفهای فکر کند و بگوید من بازیگرم و با فیلم بد و خوب، در یک زمان مشخص جلو میروم. فیلمهای خوب و بد میتوانند به هم کمک کنند. این یک راه است. اما میشود راه دیگری هم رفت و فقط در فیلمهایی بازی کرد که در نهایت از نتیجهاش خوشحال بود. البته این کار خیلی سخت است. این حرف که «باران» میگوید تو برای چه بازی میکنی و لذت بازیگری برایت مهم است، حرف مهمی است. خب نه همهاش که لذت نیست، یک بدهبستان است. حداقل از حالا به بعد ترجیح میدهم بیشتر از قبل وسواس به خرج دهم و در فیلمی بازی کنم که فیلم خوبی باشد. میدانم که این وسواس است و میدانم ممکن است نتیجهاش بیکاری باشد.
در سینمای ایران بازیگری داریم که همه میدانند بسیار توانا است و در دهه 60 و 70 هم در فیلمها و تئاترهای خاصی بازی میکرد. نقشهایی را بازی میکرد که دوست داشت، اما از یکجایی به بعد، احساس کرد که دیگر سنش بالا رفته و ممکن است نقش بهدردبخوری برایش نوشته نشود و نتواند مثل سابق باشد. برای همین هر سریال و فیلمی را که پیشنهاد کردند، پذیرفت و سعی کرد تئاتر متفاوت و درجهیک خودش را با گروه کوچکش اجرا کند. حالا این کاری است که در این وضعیت سینما، هر بازیگری باید بکند؟
جواهریان: واقعا نمیشود اینطور نظر داد...
ببینید، الان فیلمی مثل «پابرهنه در بهشت» [ساخته بهرام توکلی] که فیلم آبرومندی است، نمیتواند اکران خوبی داشته باشد و صاحب یک سینمای مشهور در اقدامی حیرتانگیز میگوید که فیلم را اکران نمیکند و... فیلم هم نمیفروشد. طبیعی است. الان بازیگر چه راهحلی را باید پیدا کند؟ اینکه، مثلا، در «پابرهنه در بهشت2» بازی کند که فیلم آبرومندی است، یا در«توفیق اجباری2» که قطعا فروش میکند؟
جواهریان: بازیگر باید ببیند چه میخواهد.
کوثری: فکر میکنم ما داریم در مورد یک معضل حرف میزنیم؛ یک شرایط بحرانی. اینکه مدیر یک سالن سینما جرأت کند بگوید این فیلم را اکران نمیکنم، نشان میدهد ضعف مدیریت تا کجاست. ما داریم درباره ضعف مدیریت حرف میزنیم و نمیدانم که چرا درباره ماجرایی که ریشهاش در جای دیگری است ما باید تصمیم بگیریم و بگوییم که در این شرایط به عنوان بازیگر چه باید بکنیم.
شما تصمیم نمیگیرید. اما تابع شرایط همین سینما هستید.
کوثری: خب، آنها باید درباره این شرایط توضیح بدهند نه ما. ما که داریم کارمان را میکنیم.
ببینید، الان سینما در شرایط کاملا روزمره است. فیلمهای کمدی و رمانس (البته از نوع ایرانیاش) خوب میفروشند و فقط همین فیلمها هستند که دارند ساخته میشوند. بقیه فیلمها هم که معلقند. بحث این است که در این شرایط بازیگران چقدر حق انتخاب دارند؟ «باران کوثری» برای فیلمی مثل «توفیق اجباری» مجبور است سنش را بالا ببرد. خب، این یعنی نقش زیادی برای سن او نوشته نشده و او حق انتخابش در این سینمای محدود، خیلیخیلی محدود است...
کوثری: دقیقا. میخواهم این را بگویم که حتی ماجرا این نیست که چقدر برای ما نقش نوشته میشود. چون درست که نگاه کنیم، یک لیست هست که اسم 10 بازیگر زن به قول خودشان ستاره را در آن نوشتهاند. از بازیگرهای نوجوان تا میانسال. نقش هم یک زن 30 ساله است. تهیهکننده از بالای لیست شروع میکند به زنگزدن و هر کدام که بتواند بیاید و به توافق مالی برسند میآید و بازی میکند.
واقعا به همین سادگی است؟
کوثری: نتیجه را که شما میبینید. مثالش را هم خودتان زدید. الان همه میگویند بازیگران هالیوودی خودشان را زشت میکنند و اسکار میگیرند. دمشان گرم. اما دم کارگردانی هم که این اعتماد را به بازیگرش میکند هم گرم! کارگردان این فرصت را میدهد و بازیگر قبول میکند. آنجا ماجرا فقط محبوبیت نیست، ستارهها باید بازیگران خوبی باشند. ، برای بازی نقشهای متفاوت وقت میگذارند و کارگردان و تهیهکننده هم انرژی و وقت و هزینه میگذارند تا این اتفاق به بهترین شکل بیفتد. اما اینجا به صرف شناخته شده بودن و عادت تماشاگر بازیگر انتخاب میکنند و به بازیگران کمتر شناخته شده فرصتی نمیدهند. حتی اگر برای یک نقش مناسبتر باشد. به نظرم باید تماشاگر را به دیدن بازیگرهای مختلف با نقشهای متفاوت عادت داد. باید همه را شناساند و به همه برای اجرای نقشهای متفاوت فرصت داد. این هم برای تماشاگر خوب است، هم تهیهکننده و بازیگرها که میتوانند نقشهای متفاوت را تجربه کنند
یعنی الان هنوز در مورد باران کوثری هم به ریسک و اینچیزها فکر میکنند؟ بازیگری که هم فیلمی مثل «خونبازی» را در کارنامهاش دارد و هم دو فیلم پرفروش را؟
کوثری: بله. من خودم فکر نمیکنم که «چهره» شدهام و برای همین فکر نمیکنم تهیهکنندهها هم چنین تصوری داشته باشند. اما واقعا خودم هم ترجیح میدهم در فیلمی که کارگردان و تهیهکننده فقط مرا برای تضمین فروش فیلم انتخاب میکنند، بازی نکنم. من که جنس نیستم، بازیگرم. تازه، هیچ بازیگری به تنهایی نمیتواند تضمین فروش یک فیلم باشد.
طیف نقشهایی که به شما پیشنهاد میشود مشخص است؟ مثلا الان چون «دایره زنگی» فروخته و «باران کوثری» نقش دختر دزد را در آن بازی کرده، نقشهایی که به او پیشنهاد میشود شبیه آن است؟ الان ما بازیگر زنی را داریم که بعد از موفقیت در یک کمدی رمانتیک مدام دارد در همان فیلمها بازی میکند و میگوید من تقصیری ندارم، نقشهای پیشنهادی من اینطورند.
کوثری: به نظرم اینجا بحث انتخاب نیست. شاید آنها همه نقشها را شبیه هم بازی میکنند. برای بعضی بازیگران بخش شهرت و محبوبیت بر همه چیز ارجح است. برای همین هم میترسند که چطور روی پرده ظاهر شوند. نگرانند تماشاگر آنها را پس بزند و دیگر فکر نکند که چقدر آنها دست نیافتنی و زیبا هستند. پس نگران موهایشان میشوند، نگران رنگ چشمشان میشوند و نگران کارهایی که جلوی دوربین میکنند میشوند. آنها بیشتر از بازی، دوست دارند جلوی دوربین جلوه داشته باشند و دوست دارند مطمئن باشند که خوب دیده میشوند. شاید بشود اینطور گفت که ظاهرشان نقشها متفاوتاند، اما آنها همه را مثل هم بازی کردهاند.
جواهریان: این هم هست که بیشتر کارگردانها نقشها را به افرادی میدهند که میدانند آن نقشها را قبلا بازی کرده و میتوانند از پسشان برآیند.
خب، این خواسته تماشاگران است یا تهیهکنندهها که بازیگرها را مدام در یک وضعیت بینند؟
کوثری: خواسته تماشاگران و تهیهکنندهها با هم است. برای تهیهکنندهها هم منبع مالی مطمئنی است که از یک بازیگری که قبلا جواب داده استفاده کند.
الان چقدر برای شما نقش نوشته میشود؟ نقشهایی که متناسب با سنوسال و ویژگیهای نسل خودتان باشد؟
کوثری: چند سال است که کم نوشته نمیشود و بعد هم اینکه ما بزرگتر شدهایم. در دوران تینایجری ما نقش چندانی برایمان نبود، اما الان وضع بهتر است.
الان شما از موقعیتتان راضی هستید؟ اینکه در فیلمی بازی کنید که چندان دیده نشود، ناراحتتان نمیکند؟ یا اصلا اگر در یک فیلم پرفروش بازی کنید راضیتان میکند؟
کوثری: معلوم است که راضی نیستیم؛ کارهایی که آدم نمیکند نشان میدهد که چطور بازیگری هستی. اگر کارگردان خوب پیشنهاد بدهد، معلوم است که قبول میکنی. مهم این است که وقتی کارگردان بد به تو پیشنهاد میدهد، قبول نکنی. آن کارهایی که رد میکنید نشان میدهد که چقدر میخواهید عوض شوید. قاعدتا بازیگری که در فیلم تجاری بازی میکند باید راضی باشد. تکلیفش معلوم است و چیزی را از دست نمیدهد. کار خوب هم پیشنهاد بدهند بازی میکند و کار بد هم پیشنهاد بدهند، قبول میکند. آن کسی که دارد فیلم خاص بازی میکند موقعیت بدی دارد. هم پولش را از دست میدهد و هم جایگاهش را.
حالا اگر یک بازیگری مدام نقشهای مختلف بازی کند و تماشاگر تا بخواهد به او عادت کند همهچیز را تغییر دهد، به او آسیب نمیرساند؟
کوثری: همه آدمها نقشهای مختلفی از آقای «پرستویی» در ذهنشان است. یا «فاطمه معتمدآریا». کسی هم فکر نمیکند که آنها فراموش میشوند، یا دارند عادت تماشاگر را به هم میزنند.
خب آنها زمان زیادی است که دارند بازی میکنند و از بین این همه فیلمیکه بازی کردهاند همه ماندگار نشده. «رضا کیانیان» سالها دیده نشد، اما خودش میگوید انتظار تماشاگر را از خودش تغییر داده. الان همه منتظرند ببینند که او اینبار چطور و در چه نقشی بازی میکند. اما این موضوع در مورد شما هم صدق میکند؟ شاید تعبیر درستی نباشد، اما عمر هنری بازیگران زن در سینمای ایران خیلی کوتاه است. یا ناامید میشوند، یا اینکه فکر میکنند به ته سینما رسیدهاند.
کوثری: من خیلی به این چیزی که میگویید معتقد نیستم. بازیگران خوب هنوز هم دارند کار میکنند.
الان «هدیه تهرانی» چند وقت است که کار نمیکند؟
کوثری: خودش نمیخواهد کار کند، وگرنه پیشنهادهایش که کم نشده.
برای همین میگوییم عمر کار هنریشان کوتاه است. مگر در اوج نبود؟ مگر این اواخر نقش متفاوتی را در فیلم «چهارشنبه سوری» [ساخته اصغر فرهادی] بازی نکرد؟ اما حالا نمیخواهد کار کند.
کوثری: خب اگر به این بگوییم عمر هنری، عمر هنری بازیگر مرد هم کوتاه است. تعداد بازیگران مردی که در اوج دیگر بازی نکردندکه بیشتر از بازیگران زن است. اما من این را بیشتر یک وسواس و دلزدگی میدانم. هدیه خودش به هر دلیلی تصمیم گرفته که مدتی بازی نکند؛ اما از طرف مخاطب که فراموش نشده.
بله. اما برای «رضا کیانیان» 57 ساله بیشتر نقش نوشته میشود تا یک بازیگر زن 50 ساله.
جواهریان: خب، شما فکر میکنید چرا اینطوری است؟
شاید دلیلش مسائل اجتماعی باشد. زنها تا اواخر دهه70 چندان نقشهای اصلی سینما را بازی نمیکردند و شرایط اجتماعی اینطور میخواست. تازه اواخر دهه 70 است که زنها به دنبال نقش اجتماعیشان میگردند و همین هم در فیلمها منعکس میشود؛ زنهای صورتسنگی که مثلا با «هدیه تهرانی» در سینما نمود پیدا میکنند.
جواهریان: شاید مشکل این است که ما انتظار داریم بازیگرانیخاص برای یک سری نقشهایخاص داشته باشیم.
کوثری: اصلا چرا فکر میکنید سه سال کار نکردن «هدیه تهرانی» پایان عمر کاریاش است؟
نمیگوییم پایان کارش است؛ میگوییم میتواند باشد...
جواهریان: یعنی به نظرتان الان کسی «سوسن تسلیمی» را به یاد نمیآورد؟
نه. الان ما با نسلی طرفیم که متولد 1367 است و شاید فیلمی از او هم ندیده باشد. چند فیلم او در دسترس است؟ ما درمورد اهالی سینما حرف نمیزنیم که همه فیلمهای هم را دنبال میکنند. درباره مردمی حرف میزنیم که ممکن است در تهران هم زندگی نکنند اما سینما میروند و بازیگرها را میشناسند. این افراد که سابقه ذهنی از «سوسن تسلیمی» ندارند.
جواهریان: نمیشود گفت که این سابقه ذهنی به کلی از بین میرود.
کوثری: اگر به عنوان کار هنری نگاه کنیم مثل این بازیگرها مانند نقاشی هستند که چهار تابلو کشیدهاند و الان کار نمیکنند. خب این تابلوها که هستند. اگر کسی پیگیر نقاشی باشد، حتما آن نقاشیها را میبیند. تنها اتفاقی که افتاده، این است که او دیگر کار نمیکند، یا نمایشگاهی نمیگذارد تا مردم کارهای تازهاش را ببینند.
جواهریان: این همه نگرانی درباره کار، اینکه چه فیلمی بازی کنم، اینکه فراموش میشوم یا نه و... میتواند آدم را نابود کند. اگر با اینهمه حسابگری به کار فکر کنیم، نتیجه را خراب میکند. انگار به یک مقوله هنری نگاه نمیکنیم...
خب این نگاه صنعتی است و باید برایش برنامه داشت. شاید چون صنعتی در سینمای ما وجود ندارد چندان هم نشود مصداقهای روشن برایش آورد. اما شما هم جزء گروهی هستید که فکر میکند باید مدام تجربه کند و از کار بیشتر لذت ببرد.
کوثری: بله. البته انتخاب یک مقوله شخصی است. به هر حال من و «نگار» نفسمان از جای گرم در میآید. اجارهخانه نمیدهیم، خانوادهای هست که ما با آنها زندگی میکنیم، ماشینمان را پدرمان میخرد، پول غذا نمیدهیم و... بههرحال زندگی میکنیم. اما برای آن کسی که خرج خانواده میدهد، نسخهها و حرفهای ما چندان نتیجهای ندارد. من به بازیگرهایی که خانواده دارند و باید خرج کنند، حق میدهم.
اما تجربهها هم همیشه خوب نیستند. مثلا در فیلم «روز سوم» [ساخته محمدحسین لطیفی] نگران نبودید که لهجهتان خوب نشود و در نیاید؟ دامنه این ریسک و تجربهپذیری که میگویید تا کجاست؟
کوثری: من ترجیح میدهم در زندگیام زیاد ریسک کنم. چون میخواهم همیشه هیجانزده باشم. ترجیح میدهم وقتی یک نقش را بازی میکنم با استرس آن را بازی کنم. میخواهم ندانم نتیجه چه میشود. این بازیگری را برایم جذاب میکند؛ وگرنه این نوع که بدانی چه میخواهی بکنی و همهچیز عالی باشد، هیجانانگیز نیست. فیلمهایی که همهچیز آماده است تا تو در آنها بدرخشی، همیشه خوب نیستند. من از سختیها بیشتر لذت میبرم. برای همین دوست دارم ریسک کنم و بینشان هم کاری مثل «روز سوم» میشود که مثلا لهجهام در آن درنمیآید.
در فیلم «میزاک» [ساخته حسینعلی لیالستانی] هم که تازه بازی کردهاید، لهجه دارید؟
کوثری: نه خوشبختانه لال هستم! من حالا حالاها سراغ لهجه نمیروم.
برای نگار جواهریان تجربهها تا کجا ادامه پیدا میکند؟
جواهریان: فکر میکنم ریسک لازم است و به قول «باران» اینکه همهچیز در خدمت این باشد که تو بدرخشی واقعا همیشه خوب نیست منظورم از گزیده کارکردن، کارهایی بود که تا به حال انجامش ندادهای و دوست داری با آن دست و پنجه نرم کنی. یعنی فیلمهایی که به تو و سلیقهات نزدیک هستند. برای من «تنها دوبار زندگی میکنیم» اینطوری بود. «بهنام بهزادی» به من گفت که نمیتواند فیلمنامه را به من بدهد و دلیلش هم نتیجه کار بود. چون همه نابازیگر بودند و «بهزادی» میگفت اگر منِ بازیگر فیلمنامه را بخوانم، ناخودآگاه پیش فرضهایی را برای خودم میسازم و یکدستی بازیها رعایت نمیشود. سخت است که بدون فیلمنامه سر صحنه بروی. انگار تعادل نداری. اما میخواهی روی بند راه بروی. این هم یک جور سختی بازیگری است که هیجانانگیز هم هست.
پس شما دونفر دنبال هیجان میگردید؟
جواهریان: بله.
یعنی ممکن است باز هم در «خوابگاه دختران» دیگری بازی کنید؟
کوثری: بله. ما همینجا آگهی میدهیم که برای ما دو نفر فیلمنامه بنویسید تا با هم بازی کنیم.
گفتگو با باران کوثری و نگار جواهریان
.jpg)
محسن آزرم/ کریم نیکونظر: «باران کوثری» و «نگار جواهریان» هر دو از یک نسل هستند؛ نسلی که چند سالی است در سینما میدرخشد و توانسته در میان هیاهو و جنجال و نادیده گرفته شدنها جای خودش را باز کند. هر دو این بازیگران فیلمها، سریالها و تئاترهای مختلفی در کارنامه دارند که هم با استقبال عمومی مواجه شده و هم بین منتقدان طرفدار پیدا کرده؛ آثاری که تواناییهای آنها را در بازی در نقشهای متفاوت نشان داده است. خودشان معتقدند که همیشه میخواهند تجربه کنند و دنبال هیجان میگردند. هر دو برای انتخابهایشان وسواسهایی دارند و این از خوششانسی ماست که نسل تازه سینما برای این کار این قدر سختگیر است و تن به هر کاری در سینما نمیدهد. گفتوگوی ما با «باران کوثری» و «نگار جواهریان»درباره اوضاع سینما، شرایط بازیگران و حق انتخاب آنها بود؛ اینکه تا چه زمانی میتوانند تجربه کنند، هیجان زده شوند و تنها در فیلمهای خوب بازی کنند
.فیلمهای روی پرده را دیدهاید؟ «تیغ زن»، «زنها فرشتهاند» و
...
داخلی. اجتماعی. ایرباس. هنرمند. هواپیما. بازمانده. عکس.
جمعی از هنرمندان عرصه سینمای کشور روز چهارشنبه با حضور در محل سقوط هواپیمای مسافربری ایرباس در خلیج فارس حاضر شدند و ضمن نثارگل با بازماندگان این فاجعه بزرگ ابراز همدری کردند.
---> عکس از نادر ناصری-1084-
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
اهالی سینمای ایران به همراه جمعی از خانوادهی شهدای حادثهی انفجار هواپیمای ایرباس توسط ناو آمریکایی، ساعاتی قبل همزمان با سالگرد این حادثه با پرواز کبوتران به یاد کودکان شهید این سانحه و گلافشانی، بیستمین سالروز این حادثه را گرامی داشتند و خواستار حمایت از ساخت آثاری با این موضوع در سینما شدند.
سرویس: فرهنگ و هنر - سینما
به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در این مراسم که امروز 12 تیر ماه با حضور مسوولان کشوری همراه بود، پس از قرائت بیانیهی خانهی سینما توسط پرویز پرستویی ،هنرمندان و سینماگران حاضر به سخنرانی پرداختند.
علی نصیریان به روان پاک شهدایی که در این واقعه جانشان را از دست دادند سلام و درود فرستاد و گفت: باید خطاب به آنهایی که داد آزادی و عدالتخواهی میدهند اعلام کرد که در این قرن و هزاره چهطور هشدار و جنگ همینطور ادامه پیدا میکند. واقعیت این است که این فجایع هرروزه هست کسانی که میخواهند برروی کرهی این زمین حاکمیت داشته باشند یادشان نرود ملتها باید به حساب بیایند چون این ملتها به هوشیاری رسیدند.
جهانگیر الماسی هم در سخنانی گفت: مفتخرم که در چنین مراسمی حضور دارم برای زنده نگهداشتن یاد افرادی که در واقع زنده نگهداشتن هویت انسانی ماست.
او در ادامه اظهار امیدواری کرد: این مراسم فتح بابی باشد که صلح را به جای جنگ مطرح کنیم.
مرتضی سرهنگی، سعید راد و انسیه شاهحسینی نیز در بخشی از این مراسم در سخنانی یاد شهدای این حادثه را گرامی داشتند.
رویا تیموریان هم گفت: ما بعد از 20 سال به اینجا آمدیم تا به جهان اعلام کنیم که نه تنها این حادثه را فراموش نکردهایم بلکه این لکه ننگ پررنگتر شده است و پیشنهادم این است که نهادها و ارگانهای دولتی به سینمای ایران کمک کنند تا در مقابل این فجایع انسانی که در کشورمان اتفاق میافتد آثاری ساخته شود، به هرحال ما نیروهای متخصص را برای ساخت آثار داریم اما از لحاظ اقتصادی دچار مشکل هستیم.
او اظهار امیدواری کرد هرچه زودتر شرایط ساخت چنین آثاری فراهم شود و گفت: احساسم این است که نام بزرگان و شهدایی که در این آبها خفتهاند نگهبان این خلیج همیشه فارس است.
حسین ترابی هم به نامهی حبیب احمدزاده به گروه ضدجنگ آمریکایی دربارهی این حادثه اشاره کرد و گفت: تمام کارهای فرهنگی ما در ایران تکنفره است. حبیب احمدزاده کار بسیار بزرگی کرد و از خلبانهای ایران هم خواهش میکنم که اینکار را بکنند.
وی ادامه داد: شاید برخی فکر کنند ما جنگطلب هستیم و آنطرف هم در آمریکا عدهای خواستار صلح بدون دخالت دولتها هستند. به هرحال اینکار که دوستان درخانهی سینما کردند پیغام جدیدی است که در دنیا مطرح خواهد شد.
سیروس الوند هم به دغدغهی همیشگیاش برای ساخت چنین فیلمی اشاره کرد و گفت: نمیدانم چرا در این سالها نسبت به این قضیه بیتفاوت بودیم و سکوت کردیم، به هرحال من یک کار تلویزیونی انجام دادم اما برای این اتفاق آثار نمایشی بیشتری باید ساخته شود.
باران کوثری هم گفت: صلح نه فقط در ایران بلکه در تمام دنیا باید برقرار شود تا در دنیا شاهد هیچ جنگی نباشیم.
نگار جواهریان هم ادامه داد: ما آمدهایم یاد و خاطرهی این شهدا را گرامی بداریم و امیدوارم دیگر شاهد این اتفاقات نباشیم.
مهتاب کرامتی نیز اظهار امیدواری کرد: همهی ما در زمینهی کاری که داریم بتوانیم شرایطی را فراهم کنیم که کودکان در آن لبخند بزنند.
استاندار بندرعباس هم گفت: امیدوارم سال آینده در بیستویکمین سالروز هنرمندان عزیز با دست پر در این نقطه حضور پیدا کنند و آن روز در نقاط مختلف دنیا این حادثه انعکاس بیشتری داشته باشد.
فرمانده یکم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در این برنامه سخنرانی داشت و دکتر حسامی مدیرعامل هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران هم در سخنانی از هنرمندان که این همایش را به صورت خودجوش فراهم کردند تشکر کرد.
***
به گزارش خبرنگار ایسنا، در بیانیه خانه سینما به مناسبت سالگرد این حادثه آمده است: «در تقویم ملتها روزهایی نوشته شده که یادآور رویدادهای تلخ و شیرین در زندگی آنهاست.
وقتی مردم ایران در میان صفحههای تقویم خود به روز 12 تیر ماه میرسد لحظه لحظه آن حادثه جانکاه در برابر چشمانشان جان میگیرد.
روزی که هواپیمای مسافربری ایرباس روی آبهای خلیج فارس هدف ناو امریکایی وینسنت قرار گرفت و 290 مسافر بیگناه را به کام مرگ کشید با سینماگران ایران امروز در بیستمین سالگرد این فاجعه آمده ایم تا در میان امواج داغدار خلیج فارس یاد عزیزان را گرامیبداریم که قلبهای کوچشان هرگز گرمای رسیدن به خانه را احساس نکرد.
ما امروز در کنار شنهای داغ خلیج فارس چشم به اعماق آبهایی دوخته ایم که پاره تن 290 مسافر را در دل خود جای داده است ما امروز در کنار یکدیگر گوش جان به شادی ناتمام 66 کودک سپرده ایم که فرشتههای پاک این پرواز بوده اند.
جهانیان میدانند که این موشک از ناوی شلیک شد که برای پشتیبانی از حکومت فاشیستی صدام چهره زیبای مرگهای حاوی ما ایرانیان چنگ انداخته بود.
ما سینما گران ایران همصدا با وجدانهای بیدار جهان میپرسیم چگونه میتوان به کاپیتان ویل راجرد که دست به این قتل عام هوایی زده است مدال شجاعت داد و آن را به سینه اش سنجاق کرد ما امروز به نیابت از ملت بزرگ ایران درکنار این دریای لاجوردی رنگ ایستاده ایم تا به جهانیان یاد آور شویم.
تاریخ کهنسال ایران شاهد شکست دشمنان زانو زدهای است که در کنار شمشیرهای شکسته خود قرنها است که زیر خاک ما مدفون شده است.
ما هنرمندان سینما ایران، هر سال به مسافران هوایی ایر باس که روی آبهای گرم خلیج فارس جان دادند از سوی همهی صلح دوستان جهان ادعای احترام میکنیم و به کسانی که چشم طمع و تجاوز به این خاک نجیب را دارند میگوییم که یک بار دیگر تاریخ جنگهای ایران را بخوانند به یقین حرفهایی از این تاریخ به آنان خواهد گفت که چه سرنوشتی انتظارشان را میکشد.»
انتهای پیام
نصیریان، الوند، الماسی، سرهنگی، راد، تیموریان، شیخطادی
سینماگران ایرانی در خلیج فارس شعار صلح سردادند
خبرگزاری فارس: جمعی از هنرمندان سینمای ایران در گرامیداشت یاد قربانیان هواپیمای ایرباس ایرانی ضمن تقبیح جنگطلبی استکبار جهانی شعار صلح سر دادند.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، صبح امروز طی سفر دریایی که هنرمندان برای حضور یافتن در مراسم بزرگداشت واقعه سقوط هواپیمای ایرباس داشتند،برخی از آنها نسبت به این واقعه اظهاراتی بیان داشتند.
* نصیریان: مردم دنیا و ملتها باید به هشیاری و مبارزه برسند
«علی نصیریان» هنرمند پیشکسوت با بیان این مطلب که کسانی را که در ظاهر داد عدالتخواهی و آزادی سر میدهند را نفرین میکند،اظهار داشت: در این قرن و هزاره چطور شاهد کشتار ، بیعدالتی و جنگ هستیم و چطور بشریت اجازه چنین کاری را میدهد.
وی ادامه داد: سن من اجازه میدهد که شاهد جنگ جهانی دوم، بمباران هیروشیما و درگیری ملتها باشم. همینطور شاهد مستندهایی که از قتل عام زنان و کودکان در جنگ هیروشیما ساخته شد. امروز هم فجایع جنگ عراق، افغانستان و ایران نشان میدهند که فاجعه هر روز هست و تمام ناشدنی است.
نصیریان تاکید کرد: مردم دنیا و ملتها باید به هشیاری و مبارزه برسند. این فجایع و جنایتها حاصلی برای به زانو درآوردن و به سلطه در آوردن مردم دنیا نخواهد بود. هم اکنون در سراسر دنیا مردم به مقاومت مشغول هستند تا استکبار جهانی به اهداف خود نرسد.
* الماسی: باید شعار صلح را جایگزین شعار جنگ کنیم
«جهانگیر الماسی» نیز با بیان این مطلب که زنده نگه داشتن یاد شهدای سقوط هواپیمای ایرباس، زنده نگهداشتن هویت انسانی است، گفت: هم اکنون که ما در کنار هم جمع شدهایم، جنگ و جنایت در دنیا اتفاق میافتد و کسانی در حال شهید شدن هستند. ما باید از عالم بشریت طلب صلح کنیم و درخواست کنیم که زرادخانههای دنیا تعطیل شوند. جهان، جهان گرسنگان است و همه بودجهها صرف زرادخانهها میشوند. ما باید شعار صلح را جایگزین شعار جنگ کنیم.
* سرهنگی: در فاجعه ایرباس، شاهد ساعتی بودم که در دست یک شهید همچنان کار میکرد
«مرتضی سرهنگی» نویسنده، نیز به بیان خاطرهای در این باره پرداخت و گفت زمانی که این اتفاق افتاد من روزنامهنگاری جوان بودم و اولین جایی که برای گزارش رفتم سردخانههایی بود که جنازههای این شهدا را در آن گذاشته بودند. این پیکرها با لایه نازکی یخ بسته بودند و شاهد ساعتی بودم که در دست یک شهید همچنان کار میکرد.
* سعید راد: فرزندان ایران در برابر بوقهای تبلیغاتی دنیا مقاومت میکنند
«سعید راد» همچنین اظهار داشت: فرزندان خانواده شهدا، شیر زنان و شیر مردان ایرانی هستند و جایی خواهند ایستاد که بتوانند در مقابل بوقهای بزرگ تبلیغاتی دنیا مقاومت کنند. ما ملت صلحطلبی هستیم، با جوانانهای خود ایستادهایم و هیچ وقت در مقابل حقوقمان کوتاه نخواهیم آمد.
* تیموریان: ارگانهای دولتی از سینما برای وقایعنگاری این اتفاق حمایت کنند
«رویا تیموریان» افزود: ما بعد از 20 سال به این منطقه آمدیم که به دنیا ثابت کنیم که پس از گذشت این سالها این واقعه را فراموش نکردهایم. این لکه ننگینی بر پیشانی قدرتهای دنیا است و هر روز هم پررنگتر میشود.
وی پیشنهاد کرد ارگانهای دولتی از سینما برای وقایعنگاری این اتفاق حمایت کنند و گفت: در این زمینه میتوان فیلمهای خوبی ساخت چرا که ما کارگردانهای خوبی داریم که میتوانند با حمایت مسئولان فیلمهای خوبی برای نسلهای بعد تولید کنند.
* ترابی: ایران همیشه طرفدار صلح بوده است
«حسین ترابی» فیلمنامهنویس نیز از حبیب احمدزاده تشکر کرد و گفت: ملت ایران ملت صلحطلبی است و همیشه طرفدار صلح بوده است. بسیاری از مردم دنیا هم که دولتهای جنایتکاری دارند، از این موضوع خوشحال نیستند و حرکت آقای پرستویی پیغامی جدید به دنیا داد.
* شاهحسینی: در مصیبتهایی که به ما وارد میشود، قد میکشیم
«انسیه شاهحسینی» نیز گفت: ملتی که میخواهد در مقابل ظلم بایستد، طبیعی است که برخورد ظالمانهای با آن ملت صورت گرفته است. نسل ما نسل عاشورا است و در مصیبتهایی که به ما وارد میشود، قد میکشیم. نسل فرزندان شهدا هستند که میتوانند در مقابل ظلم مقاومت کنند. آنها محکوم به پیروزی هستند.
* پرویز شیخطادی: این حرکت خودجوش، خرسندکننده است
همچنین «پرویز شیخطادی» در ادامه گفت: این که این تشکیلات به صورت خودجوش فعالیت کرده، بسیار حرکت خرسندکنندهای است و این اتفاق مرا زنده کرد و روحیه دیگری به من داد.
* الوند: همسرم مهماندار همان هواپیما بود
«سیروس الوند» نیز در این باره گفت: همسر من که حالا دیگر بازنشسته شده،20 سال پیش همزمان با این اتفاق مهماندار همین هواپیما بود که به دلیل بارداری نتوانست با این هواپیما پرواز کند. او در این واقعه همکارانش و دوستانش را از دست داد. از آن زمان است که دلم میخواست در این زمینه کاری کنم و فیلمی در این باره بسازم که در نهایت تلهفیلمی را ساختم که قرار است امروز از صدا و سیما پخش شود.
انتهای پیام/
با تشکر از خبر گزاری فارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران فیلم «آخرین دیدار با ایران دفتری» در سومین نشست هفته فرهنگی باغ فردوس پس از نمایش مستندهای رخشان بنی اعتماد، نقد و بررسی شد.
سرویس: فرهنگ و هنر - سینما
به گزارش خبرنگار سینمایی ایسنا، فرهاد شریفی که در این مستند همراه با ایران دفتری حضور داشته است در ابتدای نشست با بر شمردن خاطراتی از این مستند گفت : انگار حاضر شدن در مقابل دوربین برای ایران دفتری سخت بود. او دوست داشت مردم همان ذهنیت قبلی را از او داشته باشند و نمی خواست آن تصویر آخر را عوض کند.
او اظهار کرد: ایران دفتری در پایان فیلمبرداری این مستند به رخشان بنیاعتماد گفت «شما خیلی به موقع این فیلم را ساختید.» او می گفت من این فیلم را نخواهم دید و همین طور هم شد چهل روز بعد زمانی که فیلم در حال تدوین بود ایران دفتری درگذشت.
شریفی با اشاره به این که پس از مرگ ایران دفتری، دکترها و پرستاران و مسؤول غسالخانه به راحتی ایران دفتری را می شناختند ادامه داد: همه او را به نام مادر قیصر میشناختند. او پس از مرگش هدایا و و کل یادگاری و لوح تقدیرش را به من سپرد و این لوح تقدیرها را به نام من امضا کرده است.
سحر عصر آزاد -منتقد- نیز در این نشست با بیان این که زنان فیلمهای رخشان بنی اعتماد شخصیت هایی هستند که همگی در ذهن ما ماندهاند گفت: رخشان بنی اعتماد در مستند «آخرین دیدار با ایران دفتری» از بخشهایی مهم و تاثیرگذار صحبت کرده است و جزئیاتی را مطرح کرده است که نقطه نظر و دید جذاب رخشان بنی اعتماد که به عنوان یک کارگردان به دنبال تصویر وجوه پنهان زده است را نشان می دهد.
او ادامه داد : بنی اعتماد در این مستند تئاتری بودن ایران دفتری و سابقه او در روی صحنه تئاتررا به خوبی بازگو می کند.
بنی اعتماد به مخاطب نشان میدهد که ایران دفتری بیشتر وامدار تئاتر است.
در نشست نقد وبررسی فیلم «آخرین دیدار با ایران دفتری»عنوان شد در این فیلم در واقع پرترهای از هم نسلان ایران دفتری تصویر شده است و پرداختن به او صرفاً بهانه ای برای تصویر نسلی است که سال ها دور از صحنه است و این نکته پیام اصلی فیلم است که رخشان بنی اعتماد آگاهانه به آن پرداخته است.
در پایان هادی آفریده که اجرای جلسه را برعهده داشت از حاضرین در سالن خواست به پاس احترام و به یاد ایران دفتری یک دقیقه قیام و سکوت کنند.
پیش از این اعلام شده بود در این نشست به جای رخشان بنی اعتماد که در خارج از کشور حضور دارد باران کوثری به همراه زاون قوکاسیان حضور خواهند داشت که هیچکدام حاضر نبودند.