باران کوثری
آنکه بیندیشد به بینش می رسد . [امام علی علیه السلام]
امروز: یکشنبه 16 تیر 1387
   1   2   3   4   5   >>   >





 




 




 




 














 نوشته شده توسط باران در جمعه 14/4/1387 و ساعت 1:31 صبح | نظرات ديگران()

                                


احتمالا به لحاظ دیده‌شدن، یا نقش و باقی چیزها؟
کوثری: موفق‌ترین از همه نظر. خیلی کار به موقعی بود برای من. از نظر دیده‌شدن هم بود. برای اینکه وقتی در تلویزیون دیده شوی، خیلی‌ها می‌روند فیلمت را در سینما هم می‌بینند. من دوست داشتم که مردم «خون‌بازی» را در سینما ببینند.
البته این وسط درفیلم «توفیق اجباری» [ساخته محمدحسین لطیفی] هم بازی کردید...
کوثری: من «توفیق اجباری» را نه به خاطر دیده‌شدن بازی کردم، نه به خاطر پول و اصلا حتی یک درصد هم قرارم ـ حداقل با خودم ـ این نبود که نتیجه کار این‌طور شود.
به خاطر کارگردان بازی کردید؟ یک‌بار گفته بودید هر زمان لطیفی پیشنهاد کار بدهد، من قبول می‌کنم...
فقط به خاطر آقای لطیفی هم نبود. این‌طور نیست که هر وقت لطیفی بگوید، قبول کنم. اگر او پیشنهاد بدهد، از لحاظ کارگردانی قبول می‌کنم، اما باید نکته‌های دیگری را هم در نظر بگیرم...
و این وسواس از «توفیق اجباری »شروع شد؟ بعد ازآن که دیدید نتیجه آن چیزی نشده است که می‌خواستید...
آره. اصلا جنسِ کار فرق کرد. قرار چیز دیگری بود.
نگار جواهریان حاضر است در فیلمی‌ مثل «توفیق اجباری»بازی کند؟
نه. اما بگذارید این را بگویم که یک‌بار آقای طهماسب می‌گفتند بازیگر باید بازی کند؛ هم فیلم بد و هم فیلم خوب. اصولا بازی کردن بهتر از بازی نکردن است. این حرف واقعا می‌تواند درست باشد، وقتی که بازیگر خیلی حرفه‌ای فکر کند و بگوید من بازیگرم و با فیلم بد و خوب، در یک زمان مشخص جلو می‌روم. فیلم‌های خوب و بد می‌توانند به هم کمک کنند. این یک راه است. اما می‌شود راه دیگری هم رفت و فقط در فیلم‌هایی بازی کرد که در نهایت از نتیجه‌اش خوشحال بود. البته این کار خیلی سخت است. این حرف که «باران» می‌گوید تو برای چه بازی می‌کنی و لذت بازیگری برایت مهم است، حرف مهمی است. خب نه همه‌اش که لذت نیست، یک بده‌بستان است. حداقل از ‌حالا ‌به بعد‌ ترجیح می‌دهم بیشتر ‌از ‌قبل وسواس به خرج دهم و در فیلمی ‌بازی کنم که فیلم خوبی باشد. می‌دانم که این وسواس است و می‌دانم ممکن است نتیجه‌اش بیکاری باشد.
در سینمای ایران بازیگری داریم که همه می‌دانند بسیار توانا است و در دهه 60 و 70 هم در فیلم‌ها و تئاتر‌های خاصی بازی می‌کرد. نقش‌هایی را بازی می‌کرد که دوست داشت، اما از یک‌جایی به بعد، احساس کرد که دیگر سنش بالا رفته و ممکن است نقش به‌دردبخوری برایش نوشته نشود و نتواند مثل سابق باشد. برای همین هر سریال و فیلمی را که ‌پیشنهاد کردند، پذیرفت و سعی کرد تئاتر متفاوت و درجه‌یک خودش را با گروه کوچکش اجرا کند. حالا این کاری است که در این وضعیت سینما، هر بازیگری باید بکند؟
جواهریان: واقعا نمی‌شود این‌طور نظر داد...
ببینید، الان فیلمی ‌مثل «پابرهنه در بهشت» [ساخته بهرام توکلی] که فیلم آبرومندی است، نمی‌تواند اکران خوبی داشته باشد و صاحب یک سینمای مشهور در اقدامی حیرت‌انگیز می‌گوید که فیلم را اکران نمی‌کند و... فیلم هم نمی‌فروشد. طبیعی است. الان بازیگر چه راه‌حلی را باید پیدا کند؟ اینکه، مثلا، در «پابرهنه در بهشت2» بازی کند که فیلم آبرومندی است، یا در«توفیق اجباری2» که قطعا فروش می‌کند؟
جواهریان: بازیگر باید ببیند چه می‌خواهد.
کوثری: فکر می‌کنم ما داریم در مورد یک معضل حرف می‌زنیم؛ یک شرایط بحرانی. اینکه مدیر یک سالن سینما جرأت کند بگوید این فیلم را اکران نمی‌کنم، نشان می‌دهد ضعف مدیریت تا کجاست. ما داریم درباره ضعف مدیریت حرف می‌زنیم و نمی‌دانم که چرا درباره ماجرایی که ریشه‌اش در جای دیگری است ما باید تصمیم بگیریم و بگوییم که در این شرایط به عنوان بازیگر چه باید بکنیم.
شما تصمیم نمی‌گیرید. اما تابع شرایط همین سینما هستید.
کوثری: خب، آنها باید درباره این شرایط توضیح بدهند نه ما. ما که داریم کارمان را می‌کنیم.
ببینید، الان سینما در شرایط کاملا روزمره است. فیلم‌های کمدی و رمانس (البته از نوع ایرانی‌اش) خوب می‌فروشند و فقط همین فیلم‌ها هستند که دارند ساخته می‌شوند. بقیه فیلم‌ها هم که معلقند. بحث این است که در این شرایط بازیگران چقدر حق انتخاب دارند؟ «باران کوثری» برای فیلمی‌ مثل «توفیق اجباری» مجبور است سنش را بالا ببرد. خب، این یعنی نقش زیادی برای سن او نوشته نشده و او حق انتخابش در این سینمای محدود، خیلی‌خیلی محدود است...
کوثری: دقیقا. می‌خواهم این را بگویم که حتی ماجرا این نیست که چقدر برای ما نقش نوشته می‌شود. چون درست که نگاه کنیم، یک لیست هست که اسم 10 بازیگر زن به قول خودشان ستاره را در آن نوشته‌اند. از بازیگر‌های نوجوان تا ‌میانسال‌. نقش هم یک زن 30 ساله است. تهیه‌کننده از بالای لیست شروع می‌کند به زنگ‌زدن و هر کدام که بتواند بیاید و به توافق مالی برسند می‌آید و بازی می‌کند.
واقعا به همین سادگی است؟
کوثری: نتیجه را که شما می‌بینید. مثالش را هم خودتان زدید. الان همه می‌گویند بازیگران هالیوودی خودشان را زشت می‌کنند و اسکار می‌گیرند. دمشان گرم. اما دم کارگردانی هم که این اعتماد را به بازیگرش می‌کند هم گرم! کارگردان این فرصت را می‌دهد و بازیگر قبول می‌کند. آنجا ماجرا فقط محبوبیت نیست، ستاره‌ها باید بازیگران خوبی باشند. ، برای بازی نقش‌های متفاوت وقت می‌گذارند و کارگردان و تهیه‌کننده هم انرژی و وقت و هزینه می‌گذارند تا این اتفاق به بهترین شکل بیفتد. اما اینجا به صرف شناخته شده بودن و عادت تماشاگر بازیگر انتخاب می‌کنند و به بازیگران کمتر شناخته شده فرصتی نمی‌دهند. حتی اگر برای یک نقش مناسب‌تر باشد. به نظرم باید تماشاگر را به دیدن بازیگرهای مختلف با نقش‌های متفاوت عادت داد. باید همه را شناساند و به همه برای اجرای نقش‌های متفاوت فرصت داد. این هم برای تماشاگر خوب است، هم تهیه‌کننده و بازیگرها که می‌توانند نقش‌های متفاوت را تجربه کنند
یعنی الان هنوز در مورد باران کوثری هم به ریسک و این‌چیزها فکر می‌کنند؟ بازیگری که هم فیلمی‌ مثل «خون‌بازی» را در کارنامه‌اش دارد و هم دو فیلم پرفروش را؟
کوثری: بله. من خودم فکر نمی‌کنم که «چهره» شده‌ام و برای همین فکر نمی‌کنم تهیه‌کننده‌ها هم چنین تصوری داشته باشند. اما واقعا خودم هم ترجیح می‌دهم در فیلمی که کارگردان و تهیه‌کننده فقط مرا برای تضمین فروش فیلم انتخاب می‌کنند، بازی نکنم. من که جنس نیستم، بازیگرم. تازه، هیچ بازیگری به تنهایی نمی‌تواند تضمین فروش یک فیلم باشد.
طیف نقش‌هایی که به شما پیشنهاد می‌شود مشخص است؟ مثلا الان چون «دایره زنگی» فروخته و «باران کوثری» نقش دختر دزد را در آن بازی کرده، نقش‌هایی که به او پیشنهاد می‌شود شبیه آن است؟ الان ما بازیگر زنی را داریم که بعد از موفقیت در یک کمدی رمانتیک مدام دارد در همان فیلم‌ها بازی می‌کند و می‌گوید من تقصیری ندارم، نقش‌های پیشنهادی من این‌طور‌ند.
کوثری: به نظرم اینجا بحث انتخاب نیست. شاید آنها همه نقش‌ها را شبیه هم بازی می‌کنند. برای بعضی بازیگران بخش شهرت و محبوبیت بر همه چیز ارجح است. برای همین هم می‌ترسند که چطور روی پرده ظاهر شوند. نگرانند تماشاگر آنها را پس بزند و دیگر فکر نکند که چقدر آنها دست نیافتنی و زیبا هستند. پس نگران موهایشان می‌شوند، نگران رنگ چشمشان می‌شوند و نگران کارهایی که جلوی دوربین می‌کنند می‌شوند. آنها بیشتر از بازی، دوست دارند جلوی دوربین جلوه داشته باشند و دوست دارند مطمئن باشند که خوب دیده می‌شوند. شاید بشود این‌طور گفت که ظاهرشان نقش‌ها متفاوت‌اند، اما آنها همه را مثل هم بازی کرده‌اند.
جواهریان: این هم هست که بیشتر کارگردان‌ها نقش‌ها را به افرادی می‌دهند که می‌دانند آن نقش‌ها را قبلا بازی کرده و می‌توانند از پس‌شان برآیند.
خب، این خواسته تماشاگران است یا تهیه‌کننده‌ها که بازیگرها را مدام در یک وضعیت بینند؟
کوثری: خواسته تماشاگران و تهیه‌کننده‌ها با هم است. برای تهیه‌کننده‌ها هم منبع مالی مطمئنی است که از یک بازیگری که قبلا جواب داده استفاده کند.
الان چقدر برای شما نقش نوشته می‌شود؟ نقش‌هایی که متناسب با سن‌وسال و ویژگی‌های نسل خودتان باشد؟
کوثری: چند سال است که کم نوشته نمی‌شود و بعد هم اینکه ما بزرگ‌تر شده‌ایم. در دوران تین‌ایجری ما نقش چندانی برایمان نبود، اما الان وضع بهتر است.
الان شما از موقعیت‌تان راضی هستید؟ اینکه در فیلمی‌ بازی کنید که چندان دیده نشود، ناراحت‌تان نمی‌کند؟ یا اصلا اگر در یک فیلم پرفروش بازی کنید راضی‌تان می‌کند؟
کوثری: معلوم است که راضی نیستیم؛ کارهایی که آدم نمی‌کند نشان می‌دهد که چطور بازیگری هستی. اگر کارگردان خوب پیشنهاد بدهد، معلوم است که قبول می‌کنی. مهم این است که وقتی کارگردان بد به تو پیشنهاد می‌دهد، قبول نکنی. آن کارهایی که رد می‌کنید نشان می‌دهد که چقدر می‌خواهید عوض شوید. قاعدتا بازیگری که در فیلم تجاری بازی می‌کند باید راضی باشد. تکلیفش معلوم است و چیزی را از دست نمی‌دهد. کار خوب هم پیشنهاد بدهند بازی می‌کند و کار بد هم پیشنهاد بدهند، قبول می‌کند. آن کسی که دارد فیلم خاص بازی می‌کند موقعیت بدی دارد. هم پولش را از دست می‌دهد و هم جایگاهش را.
حالا اگر یک بازیگری مدام نقش‌های مختلف بازی کند و تماشاگر تا بخواهد به او عادت کند همه‌چیز را تغییر دهد، به او آسیب نمی‌رساند؟
کوثری: همه آدم‌ها نقش‌های مختلفی از آقای «پرستویی» در ذهنشان است. یا «فاطمه معتمدآریا». کسی هم فکر نمی‌کند که آنها فراموش می‌شوند، یا دارند عادت تماشاگر را به هم می‌زنند.
خب آنها زمان زیادی است که دارند بازی می‌کنند و از بین این همه فیلمی‌که بازی کرده‌اند همه ماندگار نشده. «رضا کیانیان» سال‌ها دیده نشد، اما خودش می‌گوید انتظار تماشاگر را از خودش تغییر داده. الان همه منتظرند ببینند که او این‌بار چطور و در چه نقشی بازی می‌کند. اما این موضوع در مورد شما هم صدق می‌کند؟ شاید تعبیر درستی نباشد، اما عمر هنری بازیگران زن در سینمای ایران خیلی کوتاه است. یا ناامید می‌شوند، یا اینکه فکر می‌کنند به ته سینما رسیده‌اند.
کوثری: من خیلی به این چیزی که می‌گویید معتقد نیستم. بازیگران خوب هنوز هم دارند کار می‌کنند.
الان «هدیه تهرانی» چند وقت است که کار نمی‌کند؟
کوثری: خودش نمی‌خواهد کار کند، وگرنه پیشنهاد‌هایش که کم نشده.
برای همین می‌گوییم عمر کار هنری‌شان کوتاه است. مگر در اوج نبود؟ مگر این اواخر نقش متفاوتی را در فیلم «چهارشنبه سوری» [ساخته اصغر فرهادی] بازی نکرد؟ اما حالا نمی‌خواهد کار کند.
کوثری: خب اگر به این بگوییم عمر هنری، عمر هنری بازیگر مرد هم کوتاه است. تعداد بازیگران مردی که در اوج دیگر بازی نکردندکه بیشتر از بازیگران زن است. اما من این را بیشتر یک وسواس و دلزدگی می‌دانم. هدیه خودش به هر دلیلی تصمیم گرفته که مدتی بازی نکند؛ اما از طرف مخاطب که فراموش نشده.
بله. اما برای «رضا کیانیان» 57 ساله بیشتر نقش نوشته می‌شود تا یک بازیگر زن 50 ساله.
جواهریان: خب، شما فکر می‌کنید چرا این‌طوری است؟
شاید دلیلش مسائل اجتماعی باشد. زن‌ها تا اواخر دهه70 چندان نقش‌های اصلی سینما را بازی نمی‌کردند و شرایط اجتماعی این‌طور می‌خواست. تازه اواخر دهه 70 است که زن‌ها به دنبال نقش اجتماعی‌شان می‌گردند و همین هم در فیلم‌ها منعکس می‌شود؛ زن‌های صورت‌سنگی که مثلا با «هدیه تهرانی» در سینما نمود پیدا می‌کنند.
جواهریان: شاید مشکل این است که ما انتظار داریم بازیگرانی‌خاص‌ برای یک سری نقش‌های‌خاص داشته باشیم.
کوثری: اصلا چرا فکر می‌کنید سه سال کار نکردن «هدیه تهرانی» پایان عمر کاری‌اش است؟
نمی‌گوییم پایان کارش است؛ می‌گوییم می‌تواند باشد...
جواهریان: یعنی به نظرتان الان کسی «سوسن تسلیمی» ‌را به یاد نمی‌آورد؟
نه. الان ما با نسلی طرفیم که متولد 1367 است و شاید فیلمی ‌از او هم ندیده باشد. چند فیلم او در دسترس است؟ ما درمورد اهالی سینما حرف نمی‌زنیم که همه فیلم‌های هم را دنبال می‌کنند. درباره مردمی‌ حرف می‌زنیم که ممکن است در تهران هم زندگی نکنند اما سینما می‌روند و بازیگر‌ها را می‌شناسند. این افراد که سابقه ذهنی از «سوسن تسلیمی‌» ندارند.
جواهریان: نمی‌شود گفت که این سابقه ذهنی به کلی از بین می‌رود.
کوثری: اگر به عنوان کار هنری نگاه کنیم مثل این بازیگرها مانند نقاشی هستند که چهار تابلو کشیده‌اند و الان کار نمی‌کنند. خب این تابلو‌ها که هستند. اگر کسی پیگیر نقاشی باشد، حتما آن نقاشی‌ها را می‌بیند. تنها اتفاقی که افتاده، این است که او دیگر کار نمی‌کند، یا نمایشگاهی نمی‌گذارد تا مردم کارهای تازه‌اش را ببینند.
جواهریان: این همه نگرانی درباره کار، اینکه چه فیلمی‌ بازی کنم، اینکه فراموش می‌شوم یا نه و... می‌تواند آدم را نابود کند. اگر با اینهمه حسابگری به کار فکر کنیم، نتیجه را خراب می‌کند. انگار به یک مقوله هنری نگاه نمی‌کنیم...
خب این نگاه صنعتی است و باید برایش برنامه داشت. شاید چون صنعتی در سینمای ما وجود ندارد چندان هم نشود مصداق‌های روشن برایش آورد. اما شما هم جزء گروهی هستید که فکر می‌کند باید مدام تجربه کند و از کار بیشتر لذت ببرد.
کوثری: بله. البته انتخاب یک مقوله شخصی است. به هر حال من و «نگار» نفس‌مان از جای گرم در می‌آید. اجاره‌خانه نمی‌دهیم، خانواده‌ای هست که ما با آنها زندگی می‌کنیم، ماشینمان را پدرمان می‌خرد، پول غذا نمی‌دهیم و... به‌هر‌حال زندگی می‌کنیم. اما برای آن کسی که خرج خانواده می‌دهد، نسخه‌ها و حرف‌های ما چندان نتیجه‌ای ندارد. من به بازیگر‌هایی که خانواده دارند و باید خرج کنند، حق می‌دهم.
اما تجربه‌ها هم همیشه خوب نیستند. مثلا در فیلم «روز سوم» [ساخته محمدحسین لطیفی] نگران نبودید که لهجه‌تان خوب نشود و در نیاید؟ دامنه این ریسک و تجربه‌پذیری که می‌گویید تا کجاست؟
کوثری: من ترجیح می‌دهم در زندگی‌ام زیاد ریسک کنم. چون می‌خواهم همیشه هیجان‌زده باشم. ترجیح می‌دهم وقتی یک نقش را بازی می‌کنم با استرس آن را بازی کنم. می‌خواهم ندانم نتیجه چه می‌شود. این بازیگری را برایم جذاب می‌کند؛ وگرنه این نوع که بدانی چه می‌خواهی بکنی و همه‌چیز عالی باشد، هیجان‌انگیز نیست. فیلم‌هایی که همه‌چیز آماده است تا تو در آنها بدرخشی، همیشه خوب نیستند. من از سختی‌ها بیشتر لذت می‌برم. برای همین دوست دارم ریسک کنم و بین‌شان هم کاری مثل «روز سوم» می‌شود که مثلا ‌لهجه‌ام در آن درنمی‌آید‌.
در فیلم «می‌زاک» [ساخته حسینعلی لیالستانی] هم که تازه بازی کرده‌اید، لهجه دارید؟
کوثری: نه خوشبختانه لال هستم! من حالا حالا‌ها سراغ لهجه نمی‌روم.
برای نگار جواهریان تجربه‌ها تا کجا ادامه پیدا می‌کند؟
جواهریان: فکر‌ می‌کنم ریسک لازم است و به قول «باران» اینکه همه‌چیز در ‌خدمت این باشد که تو بدرخشی واقعا همیشه ‌خوب نیست منظورم از گزیده کار‌کردن، کارهایی بود که تا به حال انجامش نداده‌ای و دوست داری با آن دست و پنجه نرم کنی. یعنی فیلم‌هایی که به تو و سلیقه‌ات نزدیک هستند. برای من «تنها دوبار زندگی می‌کنیم» این‌طوری بود. «بهنام بهزادی» به من گفت که نمی‌تواند فیلمنامه را به من بدهد و دلیلش هم نتیجه کار بود. چون همه نابازیگر بودند و «بهزادی» می‌گفت اگر منِ بازیگر فیلمنامه را بخوانم، ناخودآگاه پیش فرض‌هایی را برای خودم می‌سازم و یک‌دستی بازی‌ها رعایت نمی‌شود. سخت است که بدون فیلمنامه سر صحنه بروی. انگار تعادل نداری. اما می‌خواهی روی بند راه بروی. این هم یک جور سختی بازیگری است که هیجان‌انگیز هم هست.
پس شما دونفر دنبال هیجان می‌گردید؟
جواهریان: بله.
یعنی ممکن است باز هم در «خوابگاه دختران» دیگری بازی ‌کنید؟
کوثری: بله. ما همین‌جا آگهی می‌دهیم که برای ما دو نفر فیلمنامه بنویسید تا با هم بازی کنیم.


 نوشته شده توسط باران در جمعه 14/4/1387 و ساعت 1:28 صبح | نظرات ديگران()

گفتگو با باران کوثری و نگار جواهریان



 



محسن آزرم/ کریم نیکونظر: «باران کوثری» و «نگار جواهریان» هر دو از یک نسل هستند؛ نسلی که چند سالی است در سینما می‌درخشد و توانسته در میان هیاهو و جنجال و نادیده گرفته شدن‌ها جای خودش را باز کند. هر دو این بازیگران فیلم‌ها، سریال‌ها و تئاترهای مختلفی در کارنامه دارند که هم با استقبال عمومی مواجه شده و هم بین منتقدان طرفدار پیدا کرده؛ آثاری که توانایی‌های آنها را در بازی در نقش‌های متفاوت نشان داده است. خودشان معتقدند که همیشه می‌خواهند تجربه کنند و دنبال هیجان می‌گردند. هر دو برای انتخاب‌هایشان وسواس‌هایی دارند و این از خوش‌شانسی ماست که نسل تازه سینما برای این کار این قدر سختگیر است و تن به هر کاری در سینما نمی‌دهد. گفت‌وگوی ما با «باران کوثری» و «نگار جواهریان»درباره اوضاع سینما، شرایط بازیگران و حق انتخاب آنها بود؛ اینکه تا چه زمانی می‌توانند تجربه کنند، هیجان زده شوند و تنها در فیلم‌های خوب بازی کنند.


فیلم‌های روی پرده را دیده‌اید؟ «تیغ زن»، «زن‌ها فرشته‌اند» و...
باران کوثری: من نبودم؛ سفر بودم و برای همین هم ندیده‌ام. الان سرم شلوغ است؛ کمی‌که خلوت شود، حتما می‌بینم.
برنامه‌ای برای دیدن این فیلم‌ها دارید؟ مثلا برای‌ اینکه ببینید «نیکی کریمی» وقتی در فیلمی‌مثل «زن‌ها فرشته‌اند» بازی کرده، چطور است؟
کوثری: نه. برنامه‌ای که ندارم، ولی برایم جالب است که بروم و ببینم یک بازیگر مطرح و باسابقه وقتی در چنین فیلمی بازی می‌کند، چطور است. اما به‌هرحال می‌توانم چیزهایی را در مورد فیلم پیش‌بینی کنم و تازه به این هم فکر می‌کنم که منتظر دی‌وی‌دی‌اش باشم، یا بروم در سینما فیلم را ببینم.
نگار جواهریان: من هم این فیلم‌ها را ندیده‌ام. دلیلش هم این بوده که وقت نداشته‌ام. جالب است که ببینم یک بازیگر حرفه‌ای در این فیلم‌ها چطور بازی کرده. ولی اینکه برای دیدنشان برنامه‌ریزی کنم و بگویم که حتما باید این فیلم را ببینم، نه.
این فیلم‌ها، به‌هرحال، بضاعت سینمای ایران را نشان می‌دهند. اینکه سینما کجا ایستاده است. البته فیلم‌های دیگری ساخته می‌شوند که روی پرده سینماها نمی‌روند و لزوما آن فیلم‌‌هایی هم که اکران می‌شوند، بهترین فیلم‌های سینما نیستند. اما در همین فیلم‌ها، بازیگران مشهور، جایزه‌برده و مطرحی حضور دارند که قبلا جلوی دوربین بهترین کارگردان‌های ایران بازی کرده‌اند. حالا فکر می‌کنید برای شما که، عملا، نسل بعد از این بازیگران به حساب می‌آیید، این فیلم‌ها پیغامی‌ است که شما هم باید، چند سال دیگر، در این نوع فیلم‌ها بازی کنید؟
باران کوثری: من فکر می‌کنم این ماجرایی که می‌گویید فقط فرهنگی نیست. شاید بیشتر از اینکه فرهنگی به‌ نظر برسد، اجتماعی باشد. برای اینکه وقتی موج ناامنی اقتصادی به وجود می‌آید، یکی از قشرهایی که به شدت تهدید می‌شود، کسانی هستند که در سینما کار می‌کنند. وقتی یک آدم به شدت احساس ناامنی کند، ممکن است دست به خیلی کارها بزند. آدم مگر قرار است چند بار زندگی کند؟ بعد از آن مجبور می‌شود کارهای دیگری بکند. خودتان که دارید می‌گویید؛ در سینما مگر چند فیلم ساخته می‌شود؟ در چندتای این فیلم‌‌ها می‌شود کار کرد؟ و اصلا چند گروه حرفه‌ای به تو پیشنهاد کار می‌دهند که تو واقعا دوست داشته باشی با آنها کار کنی؟ این اتفاق خیلی کم می‌افتد و حق انتخاب‌ها هم مدام کم‌تر می‌شود. اگر این‌طور پیش برود، در مورد خود من می‌بینم گاهی باید در فیلم‌هایی که اصلا بهشان معتقد نیستم بازی کنم. قبل از مصاحبه داشتم با «نگار» در مورد یک پیشنهاد سینمایی حرف می‌زدم و به او گفتم به مال دنیا پشت پا زده‌ام. اگر آن پیشنهاد را قبول می‌کردم، احتمالا تا مدت‌ها می‌توانستم فقط سودش را از بانک بگیرم و راحت زندگی کنم. ولی تا کی می‌شود طاقت آورد؟
نگار جواهریان: واقعا ماجرا همین طوری است که «باران» می‌گوید. کارگردان‌هایی که آدم دوست دارد با آنها کار کند مگر چند نفرند؟ و آنها هم مگر چقدر کار می‌کنند؟ چون اوضاع این‌طوری است، آدم فکر می‌کند که باید به این فیلم‌ها تن بدهد و بازی کند. ولی قبل از مصاحبه که «باران» گفت سر فیلمی‌که یک پیشنهاد عالی دستمزد داشته نرفته، واقعا خوشحال شدم. یعنی اگر رفته بود ناراحت می‌شدم. اصلا نمی‌توانم بی‌تفاوت باشم. البته این فقط به «باران» که دوستم است ربطی ندارد؛ برای همه آنهایی که می‌گویید که مطرح بوده‌اند و حالا هم در فیلم‌های تجاری کار می‌کنند ربط دارد. خیلی‌ها مجبور می‌شوند به شرایط کاری تن بدهند. اما راجع به خودم، تا جایی که بشود، سعی می‌کنم این اتفاق نیفتد. حداقل از این به بعد امیدوارم این‌طور نشود. شاید فیلم‌هایی در کارنامه‌ام باشد که با سلیقه‌ام خیلی جور نیست و بعد از آنکه فیلم‌ها را دیده‌ام، دوست‌شان نداشته‌ام؛ اما فکر می‌کنم از این به بعد اگر وضعیت این‌طور باشد، شاید با کار نکردن خوشحال‌تر باشم.
بین این فیلم‌هایی که تا حالا کار کرده‌اید، کدام فیلم واقعا مطابق سلیقه‌تان بوده است؟
جواهریان: اول از همه «تنها دوبار زندگی می‌کنیم» [ساخته بهنام بهزادی]. بعد با فاصله از این فیلم «قدمگاه» [ساخته محمدمهدی عسگرپور]، «چند تارِ مو» [ساخته ایرج کریمی] و «خوابگاه دختران» [ساخته محمدحسین لطیفی] و البته قبل از ‌اینها، «زیرتیغ»[ساخته محمدرضا هنرمند] که آن را نقطه خوبی در کارم می‌دانم.
کوثری: برای من «خون‌بازی» [ساخته رخشان بنی‌اعتماد و محسن عبدالوهاب] این‌طور بوده است. البته نمی‌شود گروهی را هم که آدم با آنها کار می‌کند نادیده گرفت.
خب، در این سال‌ها دو فیلم متفاوت در سینمای ایران وجود داشته که تقریبا نظر همه را جلب کرده: «خون‌بازی» و «تنها دوبار زندگی می‌کنیم» که ظاهرا مطابق سلیقه شما هم بوده است. «خون‌بازی» به‌هرحال، نام «رخشان بنی‌اعتماد» را به عنوان یکی از کارگردان‌ها دارد. اگر فیلم را تنها «محسن عبدالوهاب» می‌ساخت، که البته مستندساز درجه‌یکی‌ است، چند درصد ممکن بود چنین استقبالی از فیلم بشود؟ و چند درصد امکان داشت «باران کوثری»، اگر کارگردان را واقعا نمی‌شناخت، در آن بازی کند؟
کوثری: به نظرم «خون‌بازی» حتی اگر نام «رخشان بنی‌اعتماد» هم رویش نباشد، فیلم متفاوتی است. بعید می‌دانم که پدیده نمی‌شد. من هم با کله، با ذوق و شوق، در آن بازی می‌کردم. ولی این‌ را که چقدر ممکن بود من انتخاب شوم، نمی‌دانم. با سابقه‌ای که در سینما داشتم، شاید بعید بود کارگردانی‌که مرا نمی‌شناخت به من اعتماد کند و مرا ‌انتخاب کند.
اما به‌هرحال «خون‌بازی» این شانس را داشته که در بخش‌های اصلی جشنواره فجر دیده شود. ولی فیلم «بهنام بهزادی»، به این دلیل که کارگردان مشهوری نیست، در یکی از فقیرترین دوره‌های جشنواره، حتی در بخش مسابقه جا نمی‌گیرد؛ هرچند آنهایی که فیلم را می‌بینند ستایشش می‌کنند و یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های منتقدان سینمایی می‌شود. با این همه چقدر احتمال دارد فیلم در میان این همه اثر که برای فروش ساخته شده‌اند، نمایش داده شود و تماشاگر بازی «نگار جواهریان» را ببیند و متوجه شود که او شبیه همیشه‌اش بازی نکرده و او هم تشویق شود که باز هم در این نوع فیلم‌ها بازی کند؟
کوثری: فکر می‌کنم این مشکل اساسی سینما یا هنر در همه جای دنیاست. فیلم‌هایی در همه جای دنیا ساخته می‌شوند که خیلی هم درجه‌یک هستند، اما به خاطر خاص بودنشان کمتر دیده می‌شوند. به نظرم اینکه بگوییم چه چیزی «نگار» را تشویق می‌کند که در چنین فیلم‌هایی بازی کند، واقعا به خودش بستگی دارد. خود او دارد همه چیز را می‌بیند و می‌سنجد و کار می‌کند. اینجا تیزهوشی تو به عنوان بازیگری که داری حرفه‌ای می‌شوی، مهم است و اینکه باید چطور عمل کنی. مثلا وقتی در یکی از این فیلم‌های خاص بازی می‌کنی، در کنارش فیلم یا سریالی هم بازی کنی که دیده شود. در این صورت، تو مخاطبت را به دست می‌آوری. وقتی این اتفاق افتاد، آن‌وقت می‌توانی مقداری از آنها را به سالن‌هایی که فیلم‌های خاص نشان می‌دهند بکشانی.
شما به عنوان بازیگری که از بین هم‌نسل‌هایت سیمرغ گرفته‌اید، حاضرید مثلا در چنین فیلمی‌که بازیگر حرفه‌ای ندارد و تقریبا همه نابازیگر هستند، بازی کنید؟
کوثری: من از این فیلم‌ها بازی کرده‌ام. حتی در فیلم کوتاه هم بازی کرده‌ام.
جواهریان: شاید نه فقط برای بازیگرهایی که در فیلم‌های متفاوت و خاص بازی می‌کنند، که برای بسیاری از بازیگرها این سوال مطرح می‌شود که چرا همچنان ایستاده‌اند و کار می‌کنند. به‌خصوص در زمان بیکاری، این فکر‌ها به آدم فشار می‌آورد. خوب گذراندن زمان‌‌های بیکاری سخت است. یعنی برنامه‌ریزی درست و دقیق می‌خواهد و به‌عنوان بازیگر باید روی خودت کار کنی. واقعا یک جورایی بیکاری، روی کارهای بعدی آدم تاثیر می‌گذارد و مهم است که چه چیزهایی برای این وقت‌ها داشته باشی. منظورم تنها پول درآوردن نیست، اینکه یک سال کار نکنی و از لحاظ روحی در چه شرایطی قرار بگیری هم هست. چون فکر می‌کنم بیکاری می‌تواند آدم را نابود کند؛ نه فقط در بازیگری و سینما، برای همه این‌طوری است. من فکر می‌کنم نمی‌توانم مثل حرف «باران» که گفت بازیگر باید در انتخاب‌هایش تیزهوش باشد و درست هم هست، باشم. شاید نمی‌خواهم این سیاست و تیزهوشی را به خرج دهم که حالا اگر فیلمی‌ بازی کرده‌ام که دیده نشده، پس باید وقت بگذارم و فیلمی ‌را پیدا کنم که در آن دیده شوم. تجربه‌ای مثل سریال «زیر تیغ» [ساخته محمدرضا هنرمند] که هم دوستش داشته باشی و هم به خاطر گروه و نتیجه کار خوشحال باشی و بعد هم مردم آن را دوست داشته باشند، واقعا خیلی کم پیش می‌آید. من ترجیح می‌دهم به این فکر نکنم که آیا مردم من را یادشان می‌ماند یا نه. ترجیح می‌دهم که اگر چنین فیلمی پیش آمد، بروم و لذت ببرم و اگر پیش نیامد هم این ریسک را بکنم و قبول کنم که ممکن است فراموش بشوم، ممکن است کار نکنم و... البته تا امروز کارهایی دارم که از آنها خوشحال نیستم ولی سعی می‌کنم این راه را بروم.
هردو شما در تئاتر هم کار می‌کنید. این کارِ تئاتر و بازی در نمایش‌هایی که قطعا به اندازه سینما تماشاگر ندارند، برای فرار از اوضاع سینماست؟
کوثری: نه، به نظرم تئاتر خودش مهم‌تر از این است که برای پر کردن وقت آدم به سراغش برود. من البته خیلی تئاتر کار نکرده‌ام، اما سر یکی از سفرهای مربوط به نمایش «کوارتت» [کار امیررضا کوهستانی] دو فیلم را از دست دادم که خیلی هم دوستشان داشتم. اما آن زمان فکر می‌کردم دارم کاری را انجام می‌دهم که اگر از بازی در آن‌ فیلم‌ها مهم‌تر نیست، به اندازه آنها اهمیت دارد. من از اجرای «کوارتت» به اندازه بازی در صحنه‌هایی از «خون‌بازی» لذت می‌برم، حتی گاهی هم بیشتر. برایم تا حالا ته لذت بازیگری بوده است.
اگر فیلمی ‌از یک کارگردان مطرح سینما به شما پیشنهاد شود و همزمان نمایشی از یک کارگردان مشهور تئاتر، آماده رفتن روی صحنه باشد، ممکن است آن پروژه سینمایی را رها کنید؟
جواهریان: سوال سختی است و به خیلی جزئیات بستگی دارد. ولی من در این مدتی که دارم کار می‌کنم سالی یک بار تئاتر کار کرده‌ام. خیلی از این کارها هم در زمان‌های بیکاری نبوده. گاهی مجبور شده‌ام به خاطر اجرای یک تئاتر از گروه فیلمبرداری بخواهم خودشان را با من هماهنگ کنند. در واقع اصلا این‌طور نیست که به خاطر بیکاری سراغ این کارهای تئاتری بروم و برای من خیلی وقت‌ها تئاتر بر سینما اولویت داشته. چون من از تئاتر آمده‌ام. گاهی ترجیح می‌دهم فیلمی را کار نکنم، ولی در یک تئاتر بازی کنم.
اینکه بازیگری چند سال فیلم کار نکند و تماشاگر بازیگر را به یاد نیاورد، یکی از آن بحث‌هایی است که می‌شود مفصل درباره‌اش حرف زد. اما این اتفاق ممکن است در بین اهالی سینما هم رخ بدهد. تهیه‌کننده‌ای که بیشتر از هر چیزی به فروش فیلمش فکر می‌کند، چرا باید سراغ بازیگری برود که چند سال پیش مورد توجه بوده و حالا چند چهره دیگر جایگزین او شده‌اند؟ خب، بگذارید اینجوری بگوییم که شمای بازیگر، مدتی است که دیده نشده‌اید، بیشتر در فیلم‌های خاص بازی کرده‌اید و طبعا پیشنهادهایتان هم کمتر شده. پس دلیلی ندارد که تهیه‌کننده دنبال شما بگردد. نگران چنین روزهایی نیستید؟ فکر نمی‌کنید ممکن است چنین روزهایی از راه برسد؟
جواهریان: همه اینهایی که گفتید هست. هر بازیگری به همه اینها خیلی زیاد فکر می‌کند. ولی در مورد خودم دلم می‌گوید که نمی‌خواهم به قیمت همه این حساب و کتاب‌ها در فیلم‌هایی که دوستشان ندارم بازی کنم. با‌ اینکه فکر ‌می‌کنم این درست است که کم بازی کردن بار منفی دارد. وقتی چند سال کار نمی‌کنی، ناخودآگاه همه‌چیز در تو ذخیره می‌شود که خیلی وقت‌ها بد است. اگر این اتفاق بیفتد، به سختی سر کار می‌روی و وسواس داری. دوم اینکه سر کار خیلی چیزها را ارائه می‌دهی که بسیاری از آنها نتیجه وسواس و ذخیره ایده‌هایی است که به موقع خرج نشده‌اند و حالا بی‌ارزش به نظر می‌رسند. در بازیگری به تمرین احتیاج داری و هر روز هم باید تمرین کنی. اینها باید جایی رو شود و بیرون بیاید. وگرنه به چیزهایی تبدیل می‌شود که وقتشان گذشته و کاری هم از پیش نمی‌برند. با تمام این حرف‌ها، برای خود من این مهم است که به خاطر کار خوب، زیر بار این خطر هم بروم. چون برایم صدمه کاری که دوستش ندارم و انجامش داده‌ام آنقدر زیاد است که حاضر نیستم آن را تکرار کنم. برای خیلی‌ها ممکن است این‌طوری نباشد. خیلی از دوستانم عقیده دارند بازیگر وقتی بازیگر است که کار کند؛ فرقی ندارد که چه فیلمی‌ بازی کند، او باید بازی کند. این هم یک عقیده است. اما من در مورد خودم می‌خواهم حق انتخاب داشته باشم.
کوثری: من می‌خواهم دو سوال از نگار بپرسم. اول اینکه تو از دیدن «تنها دوبار زندگی می‌کنیم» بیشتر لذت می‌بری یا تماشای یکی از ‌فیلم‌هایت که دوستش نداری بیشتر آزارت می‌دهد؟
جواهریان: خب، بالانس نیست؛ یک لحظه‌هایی آن لذت بیشتر است و یک لحظه‌هایی هم آن آزار. اما لذت تماشای آن فیلم برایم بیشتر است.
کوثری: تو اصلا برای چی بازی می‌کنی؟ برای لذت شخصی؟
جواهریان: نه...
کوثری: برای خود من خیلی چیزهاست. اول اینکه خیلی لذت می‌برم. دوم اینکه یک سری عقده‌ها را در من حل می‌کند. هر کدام از ما به‌هرحال در خودمان گره‌هایی داریم و بازیگری این گره‌ها را در ‌من باز می‌کند. سوم هم اینکه من از محبوبیت خیلی زیاد لذت می‌برم. قسم می‌خورم که هیچ وقت دچار کم‌توجهی هم نبوده‌ام! اما من با این محبوبیت می‌توانم کارهای دیگری بکنم. از هیچ طریقی امکان ندارد که اینقدر محبوب شوی. مردم به طرز عجیبی بازیگرها را دوست دارند. ممکن است پشت سرشان حرف بزنند، اما اگر همان لحظه، همان بازیگر از جلویشان رد شود، از خوشحالی شوکه می‌شوند.
نگار جواهریان محبوبیت را دوست ندارد؟ فقط به‌خاطر لذت شخصی است که بازی می‌کند؟
جواهریان: چرا، دوست دارم. مگر کسی هم هست که شهرت و محبوبیت را دوست نداشته باشد؟ همه تلاش می‌کنند که محبوب و مشهور شوند. اما برای من بازیگری به جز لذت و اینها یک چیزهای دیگری هم هست. وقتی تو یک کار را به عنوان شغل انتخاب می‌کنی و آن شغل به هنر مربوط است، با همه انتخاب‌های دیگر فرق می‌کند. در واقع همه زندگی تو ‌را ‌دربر ‌می‌گیرد. بازیگری برای من هم فقط لذت و محبوبیت نیست. البته این حرف «باران» را هم قبول دارم که بازیگری آسان‌ترین راه محبوب‌شدن است.
محبوب ماندن چی؟ مهم است؟
جواهریان: سخت است.
خب، باید چه کرد؟ فقط باید فیلم خوب بازی کرد یا در فیلم‌های پرفروش هم باید بازی کرد؟
جواهریان: واقعا نمی‌دانم.
کوثری: ‌به نظرم نباید ‌این‌قدر همه‌چیز ‌را دسته‌بندی کرد. منظور من از دیده‌شدن‌، بازی در فیلم‌های صرفا ‌تجاری و بفروش نیست. مثلا من خودم وسواس داشتم که هیچ‌وقت سریال کار نکنم. از بچگی هم به من سریال بیشتر پیشنهاد می‌شد. بعد از بازی در«خون‌بازی» فکر کردم نقشی بازی کرده‌ام که با آن چیزی که همه از من دیده‌اند خیلی تفاوت دارد. بعد سریالی مثل «صاحبدلان» [ساخته محمدحسین لطیفی] پیشنهاد شد که متنش را خیلی دوست داشتم و می‌خواستم قبل از دیده‌شدن «خون‌بازی» آن را بازی کنم. پس یک سریال بازی کردم تا دیده شوم‌. الان هم خیلی خوشحالم آن را پذیرفته‌ام. به نظرم موفق‌ترین کارم بوده.
جواهریان: موفق‌ترین؟


 نوشته شده توسط باران در جمعه 14/4/1387 و ساعت 1:26 صبح | نظرات ديگران()
 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بندرعباس ، خبرگزاری جمهوری اسلامی ???/?/???

 

داخلی. اجتماعی. ایرباس. هنرمند. هواپیما. بازمانده. عکس.


جمعی از هنرمندان عرصه سینمای کشور روز چهارشنبه با حضور در محل سقوط هواپیمای مسافربری ایرباس در خلیج فارس حاضر شدند و ضمن نثارگل با بازماندگان این فاجعه بزرگ ابراز همدری کردند.





---> عکس از نادر ناصری-1084-



خبر تکمیلی




تصاویر مرتبط



































 نوشته شده توسط باران در جمعه 14/4/1387 و ساعت 1:18 صبح | نظرات ديگران()

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: فرهنگ و هنر - سینما


اهالی سینمای ایران به همراه جمعی از خانواده‌ی شهدای حادثه‌ی انفجار هواپیمای ایرباس توسط ناو آمریکایی، ساعاتی قبل همزمان با سالگرد این حادثه با پرواز کبوتران به یاد کودکان شهید این سانحه و گل‌افشانی، بیستمین سالروز این حادثه را گرامی داشتند و خواستار حمایت از ساخت آثاری با این موضوع در سینما شدند.


به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در این مراسم که امروز 12 تیر ماه با حضور مسوولان کشوری همراه بود، پس از قرائت بیانیه‌ی خانه‌ی سینما توسط پرویز پرستویی ،هنرمندان و سینماگران حاضر به سخنرانی پرداختند.


علی نصیریان به روان پاک شهدایی که در این واقعه جان‌شان را از دست دادند سلام و درود فرستاد و گفت: باید خطاب به آن‌هایی که داد آزادی و عدالت‌خواهی می‌دهند اعلام کرد که در این قرن و هزاره چه‌طور هشدار و جنگ همین‌طور ادامه پیدا می‌کند. واقعیت این است که این فجایع هرروزه هست کسانی که می‌خواهند برروی کره‌ی این زمین حاکمیت داشته باشند یادشان نرود ملت‌ها باید به حساب بیایند چون این ملت‌ها به هوشیاری رسیدند.


جهانگیر الماسی هم در سخنانی گفت: مفتخرم که در چنین مراسمی حضور دارم برای زنده نگه‌داشتن یاد افرادی که در واقع زنده‌ نگه‌داشتن هویت انسانی ماست.


او در ادامه اظهار امیدواری کرد: این مراسم فتح بابی باشد که صلح را به جای جنگ مطرح کنیم.


مرتضی سرهنگی، سعید راد و انسیه‌ شاه‌حسینی نیز در بخشی از این مراسم در سخنانی یاد شهدای این حادثه را گرامی داشتند.


رویا تیموریان هم گفت: ما بعد از 20 سال به این‌جا آمدیم تا به جهان اعلام کنیم که نه تنها این حادثه را فراموش نکرده‌ایم بلکه این لکه ننگ پررنگ‌تر شده است و پیشنهادم این است که نهادها و ارگان‌های دولتی به سینمای ایران کمک کنند تا در مقابل این فجایع انسانی که در کشورمان اتفاق می‌افتد آثاری ساخته شود، به هرحال ما نیروهای متخصص را برای ساخت آثار داریم اما از لحاظ اقتصادی دچار مشکل هستیم.


او اظهار امیدواری کرد هرچه زودتر شرایط ساخت چنین آثاری فراهم شود و گفت: احساسم این است که نام بزرگان و شهدایی که در این آب‌ها خفته‌اند نگهبان این خلیج همیشه فارس است.


حسین ترابی هم به نامه‌ی حبیب احمدزاده به گروه ضدجنگ آمریکایی درباره‌ی این حادثه اشاره کرد و گفت: تمام کارهای فرهنگی ما در ایران تک‌نفره است. حبیب احمدزاده کار بسیار بزرگی کرد و از خلبان‌های ایران هم خواهش می‌کنم که این‌کار را بکنند.


وی ادامه داد: شاید برخی فکر کنند ما جنگ‌طلب هستیم و آن‌طرف هم در آمریکا عده‌ای خواستار صلح بدون دخالت دولت‌ها هستند. به هرحال این‌کار که دوستان درخانه‌ی سینما کردند پیغام جدیدی است که در دنیا مطرح خواهد شد.


سیروس الوند هم به دغدغه‌ی همیشگی‌اش برای ساخت چنین فیلمی اشاره کرد و گفت: نمی‌دانم چرا در این سال‌ها نسبت به این قضیه بی‌تفاوت بودیم و سکوت کردیم، به هرحال من یک کار تلویزیونی انجام دادم اما برای این اتفاق آثار نمایشی بیشتری باید ساخته شود.


باران کوثری هم گفت: صلح نه فقط در ایران بلکه در تمام دنیا باید برقرار شود تا در دنیا شاهد هیچ جنگی نباشیم.


نگار جواهریان هم ادامه داد: ما آمده‌ایم یاد و خاطره‌ی این شهدا را گرامی بداریم و امیدوارم دیگر شاهد این اتفاقات نباشیم.


مهتاب کرامتی نیز اظهار امیدواری کرد: همه‌ی ما در زمینه‌ی کاری که داریم بتوانیم شرایطی را فراهم کنیم که کودکان در آن لبخند بزنند.


استاندار بندرعباس هم گفت: امیدوارم سال آینده در بیست‌ویکمین سالروز هنرمندان عزیز با دست پر در این نقطه حضور پیدا کنند و آن روز در نقاط مختلف دنیا این حادثه انعکاس بیشتری داشته باشد.


فرمانده یکم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در این برنامه سخنرانی داشت و دکتر حسامی مدیرعامل هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران هم در سخنانی از هنرمندان که این همایش را به صورت خودجوش فراهم کردند تشکر کرد.



***


به گزارش خبرنگار ایسنا، در بیانیه خانه سینما به مناسبت سالگرد این حادثه آمده است: «در تقویم ملت‌ها روزهایی نوشته شده که یادآور رویدادهای تلخ و شیرین در زندگی آنهاست.


وقتی مردم ایران در میان صفحه‌های تقویم خود به روز 12 تیر ماه می‌رسد لحظه لحظه آن حادثه جانکاه در برابر چشمانشان جان می‌گیرد.


روزی که هواپیمای مسافربری ایرباس روی آب‌های خلیج فارس هدف ناو امریکایی وینسنت قرار گرفت و 290 مسافر بیگناه را به کام مرگ کشید با سینماگران ایران امروز در بیستمین سالگرد این فاجعه آمده ایم تا در میان امواج داغدار خلیج فارس یاد عزیزان را گرامی‌بداریم که قلب‌های کوچشان هرگز گرمای رسیدن به خانه را احساس نکرد.


ما امروز در کنار شن‌های داغ خلیج فارس چشم به اعماق آب‌هایی دوخته ایم که پاره تن 290 مسافر را در دل خود جای داده است ما امروز در کنار یکدیگر گوش جان به شادی ناتمام 66 کودک سپرده ایم که فرشته‌های پاک این پرواز بوده اند.


جهانیان می‌دانند که این موشک از ناوی شلیک شد که برای پشتیبانی از حکومت فاشیستی صدام چهره زیبای مرگ‌های حاوی ما ایرانیان چنگ انداخته بود.


ما سینما گران ایران همصدا با وجدان‌های بیدار جهان می‌پرسیم چگونه می‌توان به کاپیتان ویل راجرد که دست به این قتل عام هوایی زده است مدال شجاعت داد و آن را به سینه اش سنجاق کرد ما امروز به نیابت از ملت بزرگ ایران درکنار این دریای لاجوردی رنگ ایستاده ایم تا به جهانیان یاد آور شویم.


تاریخ کهنسال ایران شاهد شکست دشمنان زانو زده‌ای است که در کنار شمشیرهای شکسته خود قرن‌ها است که زیر خاک ما مدفون شده است.


ما هنرمندان سینما ایران، هر سال به مسافران هوایی ایر باس که روی آب‌های گرم خلیج فارس جان دادند از سوی همه‌ی صلح دوستان جهان ادعای احترام می‌کنیم و به کسانی که چشم طمع و تجاوز به این خاک نجیب را دارند می‌گوییم که یک بار دیگر تاریخ جنگ‌های ایران را بخوانند به یقین حرف‌هایی از این تاریخ به آنان خواهد گفت که چه سرنوشتی انتظارشان را می‌کشد.»


انتهای پیام











 نوشته شده توسط باران در جمعه 14/4/1387 و ساعت 1:16 صبح | نظرات ديگران()

 


نصیریان، الوند، الماسی، سرهنگی، راد، تیموریان، شیخ‌طادی


سینماگران ایرانی در خلیج فارس شعار صلح سردادند


خبرگزاری فارس: جمعی از هنرمندان سینمای ایران در گرامیداشت یاد قربانیان هواپیمای ایرباس ایرانی ضمن تقبیح جنگ‌طلبی استکبار جهانی شعار صلح سر دادند.



به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، صبح امروز طی سفر دریایی که هنرمندان برای حضور یافتن در مراسم بزرگداشت واقعه سقوط هواپیمای ایرباس داشتند،برخی از آنها نسبت به این واقعه اظهاراتی بیان داشتند.

* نصیریان: مردم دنیا و ملت‌ها باید به هشیاری و مبارزه برسند
«علی نصیریان» هنرمند پیشکسوت با بیان این مطلب که کسانی را که در ظاهر داد عدالت‌خواهی و آزادی سر می‌دهند را نفرین می‌کند،اظهار داشت: در این قرن و هزاره چطور شاهد کشتار ، بی‌عدالتی و جنگ هستیم و چطور بشریت اجازه چنین کاری را می‌دهد.
وی ادامه داد: سن من اجازه می‌دهد که شاهد جنگ جهانی دوم، بمباران هیروشیما و درگیری ملت‌ها باشم. همین‌طور شاهد مستندهایی که از قتل عام زنان و کودکان در جنگ هیروشیما ساخته شد. امروز هم فجایع جنگ عراق، افغانستان و ایران نشان می‌دهند که فاجعه هر روز هست و تمام ناشدنی است.
نصیریان تاکید کرد: مردم دنیا و ملت‌ها باید به هشیاری و مبارزه برسند. این فجایع و جنایت‌ها حاصلی برای به زانو درآوردن و به سلطه در آوردن مردم دنیا نخواهد بود. هم اکنون در سراسر دنیا مردم به مقاومت مشغول هستند تا استکبار جهانی به اهداف خود نرسد.

* الماسی: باید شعار صلح را جایگزین شعار جنگ کنیم
«جهانگیر الماسی» نیز با بیان این مطلب که زنده نگه داشتن یاد شهدای سقوط هواپیمای ایرباس، زنده نگه‌داشتن هویت انسانی است، گفت: هم اکنون که ما در کنار هم جمع شده‌ایم، جنگ و جنایت در دنیا اتفاق می‌افتد و کسانی در حال شهید شدن هستند. ما باید از عالم بشریت طلب صلح کنیم و درخواست کنیم که زرادخانه‌های دنیا تعطیل شوند. جهان، جهان گرسنگان است و همه بودجه‌ها صرف زرادخانه‌ها می‌شوند. ما باید شعار صلح را جایگزین شعار جنگ کنیم.

* سرهنگی: در فاجعه ایرباس، شاهد ساعتی بودم که در دست یک شهید همچنان کار می‌کرد
«مرتضی سرهنگی» نویسنده، نیز به بیان خاطره‌ای در این باره پرداخت و گفت زمانی که این اتفاق افتاد من روزنامه‌نگاری جوان بودم و اولین جایی که برای گزارش رفتم سردخانه‌‌هایی بود که جنازه‌های این شهدا را در آن گذاشته بودند. این پیکرها با لایه نازکی یخ بسته بودند و شاهد ساعتی بودم که در دست یک شهید همچنان کار می‌کرد.

* سعید راد: ‌فرزندان ایران در برابر بوق‌های تبلیغاتی دنیا مقاومت می‌کنند
«سعید راد» همچنین اظهار داشت: فرزندان خانواده شهدا، شیر زنان و شیر مردان ایرانی هستند و جایی خواهند ایستاد که بتوانند در مقابل بوق‌های بزرگ تبلیغاتی دنیا مقاومت کنند. ما ملت صلح‌طلبی هستیم، با جوانان‌های خود ایستاده‌ایم و هیچ وقت در مقابل حقوق‌مان کوتاه نخواهیم آمد.

* تیموریان: ارگان‌های دولتی از سینما برای وقایع‌‌نگاری این اتفاق حمایت کنند
«رویا تیموریان» افزود: ما بعد از 20 سال به این منطقه آمدیم که به دنیا ثابت کنیم که پس از گذشت این سا‌ل‌ها این واقعه را فراموش نکرده‌ایم. این لکه ننگینی بر پیشانی قدرت‌های دنیا است و هر روز هم پررنگ‌تر می‌شود.
وی پیشنهاد کرد ارگان‌های دولتی از سینما برای وقایع‌نگاری این اتفاق حمایت کنند و گفت: در این زمینه می‌توان فیلم‌های خوبی ساخت چرا که ما کارگردان‌های خوبی داریم که می‌توانند با حمایت مسئولان فیلم‌های خوبی برای نسل‌های بعد تولید کنند.

* ترابی:‌ ایران همیشه طرفدار صلح بوده است
«حسین ترابی» فیلم‌نامه‌نویس نیز از حبیب ‌احمدزاده تشکر کرد و گفت: ملت ایران ملت صلح‌طلبی است و همیشه طرفدار صلح بوده است. بسیاری از مردم دنیا هم که دولت‌های جنایتکاری دارند، از این موضوع خوشحال نیستند و حرکت آقای پرستویی پیغامی جدید به دنیا داد.

* شاه‌حسینی: در مصیبت‌هایی که به ما وارد می‌شود، قد می‌کشیم
«انسیه شاه‌حسینی» نیز گفت: ملتی که می‌خواهد در مقابل ظلم بایستد، طبیعی است که برخورد ظالمانه‌ای با آن ملت صورت گرفته است. نسل ما نسل عاشورا است و در مصیبت‌هایی که به ما وارد می‌شود، قد می‌کشیم. نسل فرزندان شهدا هستند که می‌توانند در مقابل ظلم مقاومت کنند. آنها محکوم به پیروزی هستند.

* پرویز شیخ‌طادی: این حرکت خودجوش، خرسندکننده است
همچنین «پرویز شیخ‌طادی» در ادامه گفت: این که این تشکیلات به صورت خودجوش فعالیت کرده، بسیار حرکت خرسند‌کننده‌ای است و این اتفاق مرا زنده کرد و روحیه دیگری به من داد.

* الوند: همسرم مهماندار همان هواپیما بود
«سیروس الوند» نیز در این باره گفت: همسر من که حالا دیگر بازنشسته شده،20 سال پیش همزمان با این اتفاق مهماندار همین هواپیما بود که به دلیل بارداری نتوانست با این هواپیما پرواز کند. او در این واقعه همکارانش و دوستانش را از دست داد. از آن زمان است که دلم می‌خواست در این زمینه کاری کنم و فیلمی در این باره بسازم که در نهایت تله‌فیلمی را ساختم که قرار است امروز از صدا و سیما پخش شود.
انتهای پیام/


با تشکر از خبر گزاری فارس














سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران






سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران






سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران












سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران






سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران






سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران












سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران






سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران






سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران












سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران






سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران






سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران
سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی مسافربری ایران


 نوشته شده توسط باران در جمعه 14/4/1387 و ساعت 1:14 صبح | نظرات ديگران()
 

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: فرهنگ و هنر - سینما

فیلم «آخرین دیدار با ایران دفتری» در سومین نشست هفته فرهنگی باغ فردوس پس از نمایش مستندهای رخشان بنی اعتماد، نقد و بررسی شد.



به گزارش خبرنگار سینمایی ایسنا، فرهاد شریفی که در این مستند همراه با ایران دفتری حضور داشته است در ابتدای نشست با بر شمردن خاطراتی از این مستند گفت : انگار حاضر شدن در مقابل دوربین برای ایران دفتری سخت بود. او دوست داشت مردم همان ذهنیت قبلی را از او داشته باشند و نمی خواست آن تصویر آخر را عوض کند.


او اظهار کرد: ایران دفتری در پایان فیلمبرداری این مستند به رخشان بنی‌اعتماد گفت «شما خیلی به موقع این فیلم را ساختید.» او می گفت من این فیلم را نخواهم دید و همین طور هم شد چهل روز بعد زمانی که فیلم در حال تدوین بود ایران دفتری درگذشت.


شریفی با اشاره به این که پس از مرگ ایران دفتری، دکترها و پرستاران و مسؤول غسالخانه به راحتی ایران دفتری را می شناختند ادامه داد: همه او را به نام مادر قیصر می‌شناختند. او پس از مرگش هدایا و و کل یادگاری و لوح تقدیرش را به من سپرد و این لوح تقدیرها را به نام من امضا کرده است.



سحر عصر آزاد -منتقد- نیز در این نشست با بیان این که زنان فیلم‌های رخشان بنی اعتماد شخصیت هایی هستند که همگی در ذهن ما مانده‌اند گفت: رخشان بنی اعتماد در مستند «آخرین دیدار با ایران دفتری» از بخش‌هایی مهم و تاثیرگذار صحبت کرده است و جزئیاتی را مطرح کرده است که نقطه نظر و دید جذاب رخشان بنی اعتماد که به عنوان یک کارگردان به دنبال تصویر وجوه پنهان زده است را نشان می دهد.


او ادامه داد : بنی اعتماد در این مستند تئاتری بودن ایران دفتری و سابقه او در روی صحنه تئاتررا به خوبی بازگو می کند.


بنی اعتماد به مخاطب نشان می‌دهد که ایران دفتری بیشتر وامدار تئاتر است.



در نشست نقد وبررسی فیلم «آخرین دیدار با ایران دفتری»عنوان شد در این فیلم در واقع پرتره‌ای از هم نسلان ایران دفتری تصویر شده است و پرداختن به او صرفاً بهانه ای برای تصویر نسلی است که سال ها دور از صحنه است و این نکته پیام اصلی فیلم است که رخشان بنی اعتماد آگاهانه به آن پرداخته است.


در پایان هادی آفریده که اجرای جلسه را برعهده داشت از حاضرین در سالن خواست به پاس احترام و به یاد ایران دفتری یک دقیقه قیام و سکوت کنند.



پیش از این اعلام شده بود در این نشست به جای رخشان بنی اعتماد که در خارج از کشور حضور دارد باران کوثری به همراه زاون قوکاسیان حضور خواهند داشت که هیچکدام حاضر نبودند.


 نوشته شده توسط باران در جمعه 14/4/1387 و ساعت 1:12 صبح | نظرات ديگران()
   1   2   3   4   5   >>   >