وبمسترها پولدار شويد !! هر کليک 1000 ريال ميخواهيم تجربه کنيم قسمت اول - باران کوثری
   RSS  Atom  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ | يــــاهـو
اوقات شرعي

باران کوثری

+ ميخواهيم تجربه کنيم قسمت اول (جمعه 14/4/1387 ساعت 1:26 صبح)

گفتگو با باران کوثري و نگار جواهريان



 



محسن آزرم/ کريم نيکونظر: «باران کوثري» و «نگار جواهريان» هر دو از يک نسل هستند؛ نسلي که چند سالي است در سينما مي‌درخشد و توانسته در ميان هياهو و جنجال و ناديده گرفته شدن‌ها جاي خودش را باز کند. هر دو اين بازيگران فيلم‌ها، سريال‌ها و تئاترهاي مختلفي در کارنامه دارند که هم با استقبال عمومي مواجه شده و هم بين منتقدان طرفدار پيدا کرده؛ آثاري که توانايي‌هاي آنها را در بازي در نقش‌هاي متفاوت نشان داده است. خودشان معتقدند که هميشه مي‌خواهند تجربه کنند و دنبال هيجان مي‌گردند. هر دو براي انتخاب‌هايشان وسواس‌هايي دارند و اين از خوش‌شانسي ماست که نسل تازه سينما براي اين کار اين قدر سختگير است و تن به هر کاري در سينما نمي‌دهد. گفت‌وگوي ما با «باران کوثري» و «نگار جواهريان»درباره اوضاع سينما، شرايط بازيگران و حق انتخاب آنها بود؛ اينکه تا چه زماني مي‌توانند تجربه کنند، هيجان زده شوند و تنها در فيلم‌هاي خوب بازي کنند.


فيلم‌هاي روي پرده را ديده‌ايد؟ «تيغ زن»، «زن‌ها فرشته‌اند» و...
باران کوثري: من نبودم؛ سفر بودم و براي همين هم نديده‌ام. الان سرم شلوغ است؛ کمي‌که خلوت شود، حتما مي‌بينم.
برنامه‌اي براي ديدن اين فيلم‌ها داريد؟ مثلا براي‌ اينکه ببينيد «نيکي کريمي» وقتي در فيلمي‌مثل «زن‌ها فرشته‌اند» بازي کرده، چطور است؟
کوثري: نه. برنامه‌اي که ندارم، ولي برايم جالب است که بروم و ببينم يک بازيگر مطرح و باسابقه وقتي در چنين فيلمي بازي مي‌کند، چطور است. اما به‌هرحال مي‌توانم چيزهايي را در مورد فيلم پيش‌بيني کنم و تازه به اين هم فکر مي‌کنم که منتظر دي‌وي‌دي‌اش باشم، يا بروم در سينما فيلم را ببينم.
نگار جواهريان: من هم اين فيلم‌ها را نديده‌ام. دليلش هم اين بوده که وقت نداشته‌ام. جالب است که ببينم يک بازيگر حرفه‌اي در اين فيلم‌ها چطور بازي کرده. ولي اينکه براي ديدنشان برنامه‌ريزي کنم و بگويم که حتما بايد اين فيلم را ببينم، نه.
اين فيلم‌ها، به‌هرحال، بضاعت سينماي ايران را نشان مي‌دهند. اينکه سينما کجا ايستاده است. البته فيلم‌هاي ديگري ساخته مي‌شوند که روي پرده سينماها نمي‌روند و لزوما آن فيلم‌‌هايي هم که اکران مي‌شوند، بهترين فيلم‌هاي سينما نيستند. اما در همين فيلم‌ها، بازيگران مشهور، جايزه‌برده و مطرحي حضور دارند که قبلا جلوي دوربين بهترين کارگردان‌هاي ايران بازي کرده‌اند. حالا فکر مي‌کنيد براي شما که، عملا، نسل بعد از اين بازيگران به حساب مي‌آييد، اين فيلم‌ها پيغامي‌ است که شما هم بايد، چند سال ديگر، در اين نوع فيلم‌ها بازي کنيد؟
باران کوثري: من فکر مي‌کنم اين ماجرايي که مي‌گوييد فقط فرهنگي نيست. شايد بيشتر از اينکه فرهنگي به‌ نظر برسد، اجتماعي باشد. براي اينکه وقتي موج ناامني اقتصادي به وجود مي‌آيد، يکي از قشرهايي که به شدت تهديد مي‌شود، کساني هستند که در سينما کار مي‌کنند. وقتي يک آدم به شدت احساس ناامني کند، ممکن است دست به خيلي کارها بزند. آدم مگر قرار است چند بار زندگي کند؟ بعد از آن مجبور مي‌شود کارهاي ديگري بکند. خودتان که داريد مي‌گوييد؛ در سينما مگر چند فيلم ساخته مي‌شود؟ در چندتاي اين فيلم‌‌ها مي‌شود کار کرد؟ و اصلا چند گروه حرفه‌اي به تو پيشنهاد کار مي‌دهند که تو واقعا دوست داشته باشي با آنها کار کني؟ اين اتفاق خيلي کم مي‌افتد و حق انتخاب‌ها هم مدام کم‌تر مي‌شود. اگر اين‌طور پيش برود، در مورد خود من مي‌بينم گاهي بايد در فيلم‌هايي که اصلا بهشان معتقد نيستم بازي کنم. قبل از مصاحبه داشتم با «نگار» در مورد يک پيشنهاد سينمايي حرف مي‌زدم و به او گفتم به مال دنيا پشت پا زده‌ام. اگر آن پيشنهاد را قبول مي‌کردم، احتمالا تا مدت‌ها مي‌توانستم فقط سودش را از بانک بگيرم و راحت زندگي کنم. ولي تا کي مي‌شود طاقت آورد؟
نگار جواهريان: واقعا ماجرا همين طوري است که «باران» مي‌گويد. کارگردان‌هايي که آدم دوست دارد با آنها کار کند مگر چند نفرند؟ و آنها هم مگر چقدر کار مي‌کنند؟ چون اوضاع اين‌طوري است، آدم فکر مي‌کند که بايد به اين فيلم‌ها تن بدهد و بازي کند. ولي قبل از مصاحبه که «باران» گفت سر فيلمي‌که يک پيشنهاد عالي دستمزد داشته نرفته، واقعا خوشحال شدم. يعني اگر رفته بود ناراحت مي‌شدم. اصلا نمي‌توانم بي‌تفاوت باشم. البته اين فقط به «باران» که دوستم است ربطي ندارد؛ براي همه آنهايي که مي‌گوييد که مطرح بوده‌اند و حالا هم در فيلم‌هاي تجاري کار مي‌کنند ربط دارد. خيلي‌ها مجبور مي‌شوند به شرايط کاري تن بدهند. اما راجع به خودم، تا جايي که بشود، سعي مي‌کنم اين اتفاق نيفتد. حداقل از اين به بعد اميدوارم اين‌طور نشود. شايد فيلم‌هايي در کارنامه‌ام باشد که با سليقه‌ام خيلي جور نيست و بعد از آنکه فيلم‌ها را ديده‌ام، دوست‌شان نداشته‌ام؛ اما فکر مي‌کنم از اين به بعد اگر وضعيت اين‌طور باشد، شايد با کار نکردن خوشحال‌تر باشم.
بين اين فيلم‌هايي که تا حالا کار کرده‌ايد، کدام فيلم واقعا مطابق سليقه‌تان بوده است؟
جواهريان: اول از همه «تنها دوبار زندگي مي‌کنيم» [ساخته بهنام بهزادي]. بعد با فاصله از اين فيلم «قدمگاه» [ساخته محمدمهدي عسگرپور]، «چند تارِ مو» [ساخته ايرج کريمي] و «خوابگاه دختران» [ساخته محمدحسين لطيفي] و البته قبل از ‌اينها، «زيرتيغ»[ساخته محمدرضا هنرمند] که آن را نقطه خوبي در کارم مي‌دانم.
کوثري: براي من «خون‌بازي» [ساخته رخشان بني‌اعتماد و محسن عبدالوهاب] اين‌طور بوده است. البته نمي‌شود گروهي را هم که آدم با آنها کار مي‌کند ناديده گرفت.
خب، در اين سال‌ها دو فيلم متفاوت در سينماي ايران وجود داشته که تقريبا نظر همه را جلب کرده: «خون‌بازي» و «تنها دوبار زندگي مي‌کنيم» که ظاهرا مطابق سليقه شما هم بوده است. «خون‌بازي» به‌هرحال، نام «رخشان بني‌اعتماد» را به عنوان يکي از کارگردان‌ها دارد. اگر فيلم را تنها «محسن عبدالوهاب» مي‌ساخت، که البته مستندساز درجه‌يکي‌ است، چند درصد ممکن بود چنين استقبالي از فيلم بشود؟ و چند درصد امکان داشت «باران کوثري»، اگر کارگردان را واقعا نمي‌شناخت، در آن بازي کند؟
کوثري: به نظرم «خون‌بازي» حتي اگر نام «رخشان بني‌اعتماد» هم رويش نباشد، فيلم متفاوتي است. بعيد مي‌دانم که پديده نمي‌شد. من هم با کله، با ذوق و شوق، در آن بازي مي‌کردم. ولي اين‌ را که چقدر ممکن بود من انتخاب شوم، نمي‌دانم. با سابقه‌اي که در سينما داشتم، شايد بعيد بود کارگرداني‌که مرا نمي‌شناخت به من اعتماد کند و مرا ‌انتخاب کند.
اما به‌هرحال «خون‌بازي» اين شانس را داشته که در بخش‌هاي اصلي جشنواره فجر ديده شود. ولي فيلم «بهنام بهزادي»، به اين دليل که کارگردان مشهوري نيست، در يکي از فقيرترين دوره‌هاي جشنواره، حتي در بخش مسابقه جا نمي‌گيرد؛ هرچند آنهايي که فيلم را مي‌بينند ستايشش مي‌کنند و يکي از محبوب‌ترين فيلم‌هاي منتقدان سينمايي مي‌شود. با اين همه چقدر احتمال دارد فيلم در ميان اين همه اثر که براي فروش ساخته شده‌اند، نمايش داده شود و تماشاگر بازي «نگار جواهريان» را ببيند و متوجه شود که او شبيه هميشه‌اش بازي نکرده و او هم تشويق شود که باز هم در اين نوع فيلم‌ها بازي کند؟
کوثري: فکر مي‌کنم اين مشکل اساسي سينما يا هنر در همه جاي دنياست. فيلم‌هايي در همه جاي دنيا ساخته مي‌شوند که خيلي هم درجه‌يک هستند، اما به خاطر خاص بودنشان کمتر ديده مي‌شوند. به نظرم اينکه بگوييم چه چيزي «نگار» را تشويق مي‌کند که در چنين فيلم‌هايي بازي کند، واقعا به خودش بستگي دارد. خود او دارد همه چيز را مي‌بيند و مي‌سنجد و کار مي‌کند. اينجا تيزهوشي تو به عنوان بازيگري که داري حرفه‌اي مي‌شوي، مهم است و اينکه بايد چطور عمل کني. مثلا وقتي در يکي از اين فيلم‌هاي خاص بازي مي‌کني، در کنارش فيلم يا سريالي هم بازي کني که ديده شود. در اين صورت، تو مخاطبت را به دست مي‌آوري. وقتي اين اتفاق افتاد، آن‌وقت مي‌تواني مقداري از آنها را به سالن‌هايي که فيلم‌هاي خاص نشان مي‌دهند بکشاني.
شما به عنوان بازيگري که از بين هم‌نسل‌هايت سيمرغ گرفته‌ايد، حاضريد مثلا در چنين فيلمي‌که بازيگر حرفه‌اي ندارد و تقريبا همه نابازيگر هستند، بازي کنيد؟
کوثري: من از اين فيلم‌ها بازي کرده‌ام. حتي در فيلم کوتاه هم بازي کرده‌ام.
جواهريان: شايد نه فقط براي بازيگرهايي که در فيلم‌هاي متفاوت و خاص بازي مي‌کنند، که براي بسياري از بازيگرها اين سوال مطرح مي‌شود که چرا همچنان ايستاده‌اند و کار مي‌کنند. به‌خصوص در زمان بيکاري، اين فکر‌ها به آدم فشار مي‌آورد. خوب گذراندن زمان‌‌هاي بيکاري سخت است. يعني برنامه‌ريزي درست و دقيق مي‌خواهد و به‌عنوان بازيگر بايد روي خودت کار کني. واقعا يک جورايي بيکاري، روي کارهاي بعدي آدم تاثير مي‌گذارد و مهم است که چه چيزهايي براي اين وقت‌ها داشته باشي. منظورم تنها پول درآوردن نيست، اينکه يک سال کار نکني و از لحاظ روحي در چه شرايطي قرار بگيري هم هست. چون فکر مي‌کنم بيکاري مي‌تواند آدم را نابود کند؛ نه فقط در بازيگري و سينما، براي همه اين‌طوري است. من فکر مي‌کنم نمي‌توانم مثل حرف «باران» که گفت بازيگر بايد در انتخاب‌هايش تيزهوش باشد و درست هم هست، باشم. شايد نمي‌خواهم اين سياست و تيزهوشي را به خرج دهم که حالا اگر فيلمي‌ بازي کرده‌ام که ديده نشده، پس بايد وقت بگذارم و فيلمي ‌را پيدا کنم که در آن ديده شوم. تجربه‌اي مثل سريال «زير تيغ» [ساخته محمدرضا هنرمند] که هم دوستش داشته باشي و هم به خاطر گروه و نتيجه کار خوشحال باشي و بعد هم مردم آن را دوست داشته باشند، واقعا خيلي کم پيش مي‌آيد. من ترجيح مي‌دهم به اين فکر نکنم که آيا مردم من را يادشان مي‌ماند يا نه. ترجيح مي‌دهم که اگر چنين فيلمي پيش آمد، بروم و لذت ببرم و اگر پيش نيامد هم اين ريسک را بکنم و قبول کنم که ممکن است فراموش بشوم، ممکن است کار نکنم و... البته تا امروز کارهايي دارم که از آنها خوشحال نيستم ولي سعي مي‌کنم اين راه را بروم.
هردو شما در تئاتر هم کار مي‌کنيد. اين کارِ تئاتر و بازي در نمايش‌هايي که قطعا به اندازه سينما تماشاگر ندارند، براي فرار از اوضاع سينماست؟
کوثري: نه، به نظرم تئاتر خودش مهم‌تر از اين است که براي پر کردن وقت آدم به سراغش برود. من البته خيلي تئاتر کار نکرده‌ام، اما سر يکي از سفرهاي مربوط به نمايش «کوارتت» [کار اميررضا کوهستاني] دو فيلم را از دست دادم که خيلي هم دوستشان داشتم. اما آن زمان فکر مي‌کردم دارم کاري را انجام مي‌دهم که اگر از بازي در آن‌ فيلم‌ها مهم‌تر نيست، به اندازه آنها اهميت دارد. من از اجراي «کوارتت» به اندازه بازي در صحنه‌هايي از «خون‌بازي» لذت مي‌برم، حتي گاهي هم بيشتر. برايم تا حالا ته لذت بازيگري بوده است.
اگر فيلمي ‌از يک کارگردان مطرح سينما به شما پيشنهاد شود و همزمان نمايشي از يک کارگردان مشهور تئاتر، آماده رفتن روي صحنه باشد، ممکن است آن پروژه سينمايي را رها کنيد؟
جواهريان: سوال سختي است و به خيلي جزئيات بستگي دارد. ولي من در اين مدتي که دارم کار مي‌کنم سالي يک بار تئاتر کار کرده‌ام. خيلي از اين کارها هم در زمان‌هاي بيکاري نبوده. گاهي مجبور شده‌ام به خاطر اجراي يک تئاتر از گروه فيلمبرداري بخواهم خودشان را با من هماهنگ کنند. در واقع اصلا اين‌طور نيست که به خاطر بيکاري سراغ اين کارهاي تئاتري بروم و براي من خيلي وقت‌ها تئاتر بر سينما اولويت داشته. چون من از تئاتر آمده‌ام. گاهي ترجيح مي‌دهم فيلمي را کار نکنم، ولي در يک تئاتر بازي کنم.
اينکه بازيگري چند سال فيلم کار نکند و تماشاگر بازيگر را به ياد نياورد، يکي از آن بحث‌هايي است که مي‌شود مفصل درباره‌اش حرف زد. اما اين اتفاق ممکن است در بين اهالي سينما هم رخ بدهد. تهيه‌کننده‌اي که بيشتر از هر چيزي به فروش فيلمش فکر مي‌کند، چرا بايد سراغ بازيگري برود که چند سال پيش مورد توجه بوده و حالا چند چهره ديگر جايگزين او شده‌اند؟ خب، بگذاريد اينجوري بگوييم که شماي بازيگر، مدتي است که ديده نشده‌ايد، بيشتر در فيلم‌هاي خاص بازي کرده‌ايد و طبعا پيشنهادهايتان هم کمتر شده. پس دليلي ندارد که تهيه‌کننده دنبال شما بگردد. نگران چنين روزهايي نيستيد؟ فکر نمي‌کنيد ممکن است چنين روزهايي از راه برسد؟
جواهريان: همه اينهايي که گفتيد هست. هر بازيگري به همه اينها خيلي زياد فکر مي‌کند. ولي در مورد خودم دلم مي‌گويد که نمي‌خواهم به قيمت همه اين حساب و کتاب‌ها در فيلم‌هايي که دوستشان ندارم بازي کنم. با‌ اينکه فکر ‌مي‌کنم اين درست است که کم بازي کردن بار منفي دارد. وقتي چند سال کار نمي‌کني، ناخودآگاه همه‌چيز در تو ذخيره مي‌شود که خيلي وقت‌ها بد است. اگر اين اتفاق بيفتد، به سختي سر کار مي‌روي و وسواس داري. دوم اينکه سر کار خيلي چيزها را ارائه مي‌دهي که بسياري از آنها نتيجه وسواس و ذخيره ايده‌هايي است که به موقع خرج نشده‌اند و حالا بي‌ارزش به نظر مي‌رسند. در بازيگري به تمرين احتياج داري و هر روز هم بايد تمرين کني. اينها بايد جايي رو شود و بيرون بيايد. وگرنه به چيزهايي تبديل مي‌شود که وقتشان گذشته و کاري هم از پيش نمي‌برند. با تمام اين حرف‌ها، براي خود من اين مهم است که به خاطر کار خوب، زير بار اين خطر هم بروم. چون برايم صدمه کاري که دوستش ندارم و انجامش داده‌ام آنقدر زياد است که حاضر نيستم آن را تکرار کنم. براي خيلي‌ها ممکن است اين‌طوري نباشد. خيلي از دوستانم عقيده دارند بازيگر وقتي بازيگر است که کار کند؛ فرقي ندارد که چه فيلمي‌ بازي کند، او بايد بازي کند. اين هم يک عقيده است. اما من در مورد خودم مي‌خواهم حق انتخاب داشته باشم.
کوثري: من مي‌خواهم دو سوال از نگار بپرسم. اول اينکه تو از ديدن «تنها دوبار زندگي مي‌کنيم» بيشتر لذت مي‌بري يا تماشاي يکي از ‌فيلم‌هايت که دوستش نداري بيشتر آزارت مي‌دهد؟
جواهريان: خب، بالانس نيست؛ يک لحظه‌هايي آن لذت بيشتر است و يک لحظه‌هايي هم آن آزار. اما لذت تماشاي آن فيلم برايم بيشتر است.
کوثري: تو اصلا براي چي بازي مي‌کني؟ براي لذت شخصي؟
جواهريان: نه...
کوثري: براي خود من خيلي چيزهاست. اول اينکه خيلي لذت مي‌برم. دوم اينکه يک سري عقده‌ها را در من حل مي‌کند. هر کدام از ما به‌هرحال در خودمان گره‌هايي داريم و بازيگري اين گره‌ها را در ‌من باز مي‌کند. سوم هم اينکه من از محبوبيت خيلي زياد لذت مي‌برم. قسم مي‌خورم که هيچ وقت دچار کم‌توجهي هم نبوده‌ام! اما من با اين محبوبيت مي‌توانم کارهاي ديگري بکنم. از هيچ طريقي امکان ندارد که اينقدر محبوب شوي. مردم به طرز عجيبي بازيگرها را دوست دارند. ممکن است پشت سرشان حرف بزنند، اما اگر همان لحظه، همان بازيگر از جلويشان رد شود، از خوشحالي شوکه مي‌شوند.
نگار جواهريان محبوبيت را دوست ندارد؟ فقط به‌خاطر لذت شخصي است که بازي مي‌کند؟
جواهريان: چرا، دوست دارم. مگر کسي هم هست که شهرت و محبوبيت را دوست نداشته باشد؟ همه تلاش مي‌کنند که محبوب و مشهور شوند. اما براي من بازيگري به جز لذت و اينها يک چيزهاي ديگري هم هست. وقتي تو يک کار را به عنوان شغل انتخاب مي‌کني و آن شغل به هنر مربوط است، با همه انتخاب‌هاي ديگر فرق مي‌کند. در واقع همه زندگي تو ‌را ‌دربر ‌مي‌گيرد. بازيگري براي من هم فقط لذت و محبوبيت نيست. البته اين حرف «باران» را هم قبول دارم که بازيگري آسان‌ترين راه محبوب‌شدن است.
محبوب ماندن چي؟ مهم است؟
جواهريان: سخت است.
خب، بايد چه کرد؟ فقط بايد فيلم خوب بازي کرد يا در فيلم‌هاي پرفروش هم بايد بازي کرد؟
جواهريان: واقعا نمي‌دانم.
کوثري: ‌به نظرم نبايد ‌اين‌قدر همه‌چيز ‌را دسته‌بندي کرد. منظور من از ديده‌شدن‌، بازي در فيلم‌هاي صرفا ‌تجاري و بفروش نيست. مثلا من خودم وسواس داشتم که هيچ‌وقت سريال کار نکنم. از بچگي هم به من سريال بيشتر پيشنهاد مي‌شد. بعد از بازي در«خون‌بازي» فکر کردم نقشي بازي کرده‌ام که با آن چيزي که همه از من ديده‌اند خيلي تفاوت دارد. بعد سريالي مثل «صاحبدلان» [ساخته محمدحسين لطيفي] پيشنهاد شد که متنش را خيلي دوست داشتم و مي‌خواستم قبل از ديده‌شدن «خون‌بازي» آن را بازي کنم. پس يک سريال بازي کردم تا ديده شوم‌. الان هم خيلي خوشحالم آن را پذيرفته‌ام. به نظرم موفق‌ترين کارم بوده.
جواهريان: موفق‌ترين؟


  • نويسنده: سيد

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [26/5/1387- 2:12 ع] پوستر باران کوثري
    [21/5/1387- 3:8 ع] پوستر سياوش خيرابي
    [21/5/1387- 2:54 ع] بيوگرافي بازيگران سريال ترانه مادري
    [20/5/1387- 6:0 ع] نظر سنجي
    [20/5/1387- 5:36 ع] عکس بازيگران
    [20/5/1387- 12:0 ع] پوستر بازيگران
    [20/5/1387- 12:15 ص] باران کوثري بازيگردان دانشآموزان شد
    [20/5/1387- 12:14 ص] باران کوثري
    [20/5/1387- 12:12 ص] باران کوثري
    [20/5/1387- 12:2 ص] باران کوثري
    [19/5/1387- 11:59 ع] عکس هاي باران کوثري در دايره زنگي
    [13/5/1387- 12:59 ص] عکس هاي خانم کوثري
    [13/5/1387- 12:57 ص] عکس هاي سر کار خانم باران کوثري
    [7/5/1387- 1:46 ص] ترانه مادري
    [5/5/1387- 12:4 ع] باران کوثري در اندوه از دست رفتن خسروي سينماي ايران
    [همه عناوين(117)][آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 296 بازديد
    بازديد ديروز: 362
    کل بازديدها: 40000 بازديد
  •   پيوندهاي روزانه
  •   درباره من
  • باران کوثری
    سيد[117]
    اين وبلاگ متعلق به باران کوثري است تبادل لينک ميکنيم با هر سايت و وبلاگي
  •   مطالب بايگاني شده
  •   موضوعات وبلاگ من
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  لينک دوستان من

  •  لوگوي دوستان من




  • سيد محمد کزازي - به روز رساني :  2:1 ع 26/5/1387
عنوان آخرين نوشته : پوستر باران کوثري





  •   آهنگ وبلاگ من