وبمسترها پولدار شويد !! هر کليک 1000 ريال ميخواهيم تجربه کنيم قسمت دوم - باران کوثری
   RSS  Atom  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ | يــــاهـو
اوقات شرعي

باران کوثری

+ ميخواهيم تجربه کنيم قسمت دوم (جمعه 14/4/1387 ساعت 1:28 صبح)

                                


احتمالا به لحاظ ديده‌شدن، يا نقش و باقي چيزها؟
کوثري: موفق‌ترين از همه نظر. خيلي کار به موقعي بود براي من. از نظر ديده‌شدن هم بود. براي اينکه وقتي در تلويزيون ديده شوي، خيلي‌ها مي‌روند فيلمت را در سينما هم مي‌بينند. من دوست داشتم که مردم «خون‌بازي» را در سينما ببينند.
البته اين وسط درفيلم «توفيق اجباري» [ساخته محمدحسين لطيفي] هم بازي کرديد...
کوثري: من «توفيق اجباري» را نه به خاطر ديده‌شدن بازي کردم، نه به خاطر پول و اصلا حتي يک درصد هم قرارم ـ حداقل با خودم ـ اين نبود که نتيجه کار اين‌طور شود.
به خاطر کارگردان بازي کرديد؟ يک‌بار گفته بوديد هر زمان لطيفي پيشنهاد کار بدهد، من قبول مي‌کنم...
فقط به خاطر آقاي لطيفي هم نبود. اين‌طور نيست که هر وقت لطيفي بگويد، قبول کنم. اگر او پيشنهاد بدهد، از لحاظ کارگرداني قبول مي‌کنم، اما بايد نکته‌هاي ديگري را هم در نظر بگيرم...
و اين وسواس از «توفيق اجباري »شروع شد؟ بعد ازآن که ديديد نتيجه آن چيزي نشده است که مي‌خواستيد...
آره. اصلا جنسِ کار فرق کرد. قرار چيز ديگري بود.
نگار جواهريان حاضر است در فيلمي‌ مثل «توفيق اجباري»بازي کند؟
نه. اما بگذاريد اين را بگويم که يک‌بار آقاي طهماسب مي‌گفتند بازيگر بايد بازي کند؛ هم فيلم بد و هم فيلم خوب. اصولا بازي کردن بهتر از بازي نکردن است. اين حرف واقعا مي‌تواند درست باشد، وقتي که بازيگر خيلي حرفه‌اي فکر کند و بگويد من بازيگرم و با فيلم بد و خوب، در يک زمان مشخص جلو مي‌روم. فيلم‌هاي خوب و بد مي‌توانند به هم کمک کنند. اين يک راه است. اما مي‌شود راه ديگري هم رفت و فقط در فيلم‌هايي بازي کرد که در نهايت از نتيجه‌اش خوشحال بود. البته اين کار خيلي سخت است. اين حرف که «باران» مي‌گويد تو براي چه بازي مي‌کني و لذت بازيگري برايت مهم است، حرف مهمي است. خب نه همه‌اش که لذت نيست، يک بده‌بستان است. حداقل از ‌حالا ‌به بعد‌ ترجيح مي‌دهم بيشتر ‌از ‌قبل وسواس به خرج دهم و در فيلمي ‌بازي کنم که فيلم خوبي باشد. مي‌دانم که اين وسواس است و مي‌دانم ممکن است نتيجه‌اش بيکاري باشد.
در سينماي ايران بازيگري داريم که همه مي‌دانند بسيار توانا است و در دهه 60 و 70 هم در فيلم‌ها و تئاتر‌هاي خاصي بازي مي‌کرد. نقش‌هايي را بازي مي‌کرد که دوست داشت، اما از يک‌جايي به بعد، احساس کرد که ديگر سنش بالا رفته و ممکن است نقش به‌دردبخوري برايش نوشته نشود و نتواند مثل سابق باشد. براي همين هر سريال و فيلمي را که ‌پيشنهاد کردند، پذيرفت و سعي کرد تئاتر متفاوت و درجه‌يک خودش را با گروه کوچکش اجرا کند. حالا اين کاري است که در اين وضعيت سينما، هر بازيگري بايد بکند؟
جواهريان: واقعا نمي‌شود اين‌طور نظر داد...
ببينيد، الان فيلمي ‌مثل «پابرهنه در بهشت» [ساخته بهرام توکلي] که فيلم آبرومندي است، نمي‌تواند اکران خوبي داشته باشد و صاحب يک سينماي مشهور در اقدامي حيرت‌انگيز مي‌گويد که فيلم را اکران نمي‌کند و... فيلم هم نمي‌فروشد. طبيعي است. الان بازيگر چه راه‌حلي را بايد پيدا کند؟ اينکه، مثلا، در «پابرهنه در بهشت2» بازي کند که فيلم آبرومندي است، يا در«توفيق اجباري2» که قطعا فروش مي‌کند؟
جواهريان: بازيگر بايد ببيند چه مي‌خواهد.
کوثري: فکر مي‌کنم ما داريم در مورد يک معضل حرف مي‌زنيم؛ يک شرايط بحراني. اينکه مدير يک سالن سينما جرأت کند بگويد اين فيلم را اکران نمي‌کنم، نشان مي‌دهد ضعف مديريت تا کجاست. ما داريم درباره ضعف مديريت حرف مي‌زنيم و نمي‌دانم که چرا درباره ماجرايي که ريشه‌اش در جاي ديگري است ما بايد تصميم بگيريم و بگوييم که در اين شرايط به عنوان بازيگر چه بايد بکنيم.
شما تصميم نمي‌گيريد. اما تابع شرايط همين سينما هستيد.
کوثري: خب، آنها بايد درباره اين شرايط توضيح بدهند نه ما. ما که داريم کارمان را مي‌کنيم.
ببينيد، الان سينما در شرايط کاملا روزمره است. فيلم‌هاي کمدي و رمانس (البته از نوع ايراني‌اش) خوب مي‌فروشند و فقط همين فيلم‌ها هستند که دارند ساخته مي‌شوند. بقيه فيلم‌ها هم که معلقند. بحث اين است که در اين شرايط بازيگران چقدر حق انتخاب دارند؟ «باران کوثري» براي فيلمي‌ مثل «توفيق اجباري» مجبور است سنش را بالا ببرد. خب، اين يعني نقش زيادي براي سن او نوشته نشده و او حق انتخابش در اين سينماي محدود، خيلي‌خيلي محدود است...
کوثري: دقيقا. مي‌خواهم اين را بگويم که حتي ماجرا اين نيست که چقدر براي ما نقش نوشته مي‌شود. چون درست که نگاه کنيم، يک ليست هست که اسم 10 بازيگر زن به قول خودشان ستاره را در آن نوشته‌اند. از بازيگر‌هاي نوجوان تا ‌ميانسال‌. نقش هم يک زن 30 ساله است. تهيه‌کننده از بالاي ليست شروع مي‌کند به زنگ‌زدن و هر کدام که بتواند بيايد و به توافق مالي برسند مي‌آيد و بازي مي‌کند.
واقعا به همين سادگي است؟
کوثري: نتيجه را که شما مي‌بينيد. مثالش را هم خودتان زديد. الان همه مي‌گويند بازيگران هاليوودي خودشان را زشت مي‌کنند و اسکار مي‌گيرند. دمشان گرم. اما دم کارگرداني هم که اين اعتماد را به بازيگرش مي‌کند هم گرم! کارگردان اين فرصت را مي‌دهد و بازيگر قبول مي‌کند. آنجا ماجرا فقط محبوبيت نيست، ستاره‌ها بايد بازيگران خوبي باشند. ، براي بازي نقش‌هاي متفاوت وقت مي‌گذارند و کارگردان و تهيه‌کننده هم انرژي و وقت و هزينه مي‌گذارند تا اين اتفاق به بهترين شکل بيفتد. اما اينجا به صرف شناخته شده بودن و عادت تماشاگر بازيگر انتخاب مي‌کنند و به بازيگران کمتر شناخته شده فرصتي نمي‌دهند. حتي اگر براي يک نقش مناسب‌تر باشد. به نظرم بايد تماشاگر را به ديدن بازيگرهاي مختلف با نقش‌هاي متفاوت عادت داد. بايد همه را شناساند و به همه براي اجراي نقش‌هاي متفاوت فرصت داد. اين هم براي تماشاگر خوب است، هم تهيه‌کننده و بازيگرها که مي‌توانند نقش‌هاي متفاوت را تجربه کنند
يعني الان هنوز در مورد باران کوثري هم به ريسک و اين‌چيزها فکر مي‌کنند؟ بازيگري که هم فيلمي‌ مثل «خون‌بازي» را در کارنامه‌اش دارد و هم دو فيلم پرفروش را؟
کوثري: بله. من خودم فکر نمي‌کنم که «چهره» شده‌ام و براي همين فکر نمي‌کنم تهيه‌کننده‌ها هم چنين تصوري داشته باشند. اما واقعا خودم هم ترجيح مي‌دهم در فيلمي که کارگردان و تهيه‌کننده فقط مرا براي تضمين فروش فيلم انتخاب مي‌کنند، بازي نکنم. من که جنس نيستم، بازيگرم. تازه، هيچ بازيگري به تنهايي نمي‌تواند تضمين فروش يک فيلم باشد.
طيف نقش‌هايي که به شما پيشنهاد مي‌شود مشخص است؟ مثلا الان چون «دايره زنگي» فروخته و «باران کوثري» نقش دختر دزد را در آن بازي کرده، نقش‌هايي که به او پيشنهاد مي‌شود شبيه آن است؟ الان ما بازيگر زني را داريم که بعد از موفقيت در يک کمدي رمانتيک مدام دارد در همان فيلم‌ها بازي مي‌کند و مي‌گويد من تقصيري ندارم، نقش‌هاي پيشنهادي من اين‌طور‌ند.
کوثري: به نظرم اينجا بحث انتخاب نيست. شايد آنها همه نقش‌ها را شبيه هم بازي مي‌کنند. براي بعضي بازيگران بخش شهرت و محبوبيت بر همه چيز ارجح است. براي همين هم مي‌ترسند که چطور روي پرده ظاهر شوند. نگرانند تماشاگر آنها را پس بزند و ديگر فکر نکند که چقدر آنها دست نيافتني و زيبا هستند. پس نگران موهايشان مي‌شوند، نگران رنگ چشمشان مي‌شوند و نگران کارهايي که جلوي دوربين مي‌کنند مي‌شوند. آنها بيشتر از بازي، دوست دارند جلوي دوربين جلوه داشته باشند و دوست دارند مطمئن باشند که خوب ديده مي‌شوند. شايد بشود اين‌طور گفت که ظاهرشان نقش‌ها متفاوت‌اند، اما آنها همه را مثل هم بازي کرده‌اند.
جواهريان: اين هم هست که بيشتر کارگردان‌ها نقش‌ها را به افرادي مي‌دهند که مي‌دانند آن نقش‌ها را قبلا بازي کرده و مي‌توانند از پس‌شان برآيند.
خب، اين خواسته تماشاگران است يا تهيه‌کننده‌ها که بازيگرها را مدام در يک وضعيت بينند؟
کوثري: خواسته تماشاگران و تهيه‌کننده‌ها با هم است. براي تهيه‌کننده‌ها هم منبع مالي مطمئني است که از يک بازيگري که قبلا جواب داده استفاده کند.
الان چقدر براي شما نقش نوشته مي‌شود؟ نقش‌هايي که متناسب با سن‌وسال و ويژگي‌هاي نسل خودتان باشد؟
کوثري: چند سال است که کم نوشته نمي‌شود و بعد هم اينکه ما بزرگ‌تر شده‌ايم. در دوران تين‌ايجري ما نقش چنداني برايمان نبود، اما الان وضع بهتر است.
الان شما از موقعيت‌تان راضي هستيد؟ اينکه در فيلمي‌ بازي کنيد که چندان ديده نشود، ناراحت‌تان نمي‌کند؟ يا اصلا اگر در يک فيلم پرفروش بازي کنيد راضي‌تان مي‌کند؟
کوثري: معلوم است که راضي نيستيم؛ کارهايي که آدم نمي‌کند نشان مي‌دهد که چطور بازيگري هستي. اگر کارگردان خوب پيشنهاد بدهد، معلوم است که قبول مي‌کني. مهم اين است که وقتي کارگردان بد به تو پيشنهاد مي‌دهد، قبول نکني. آن کارهايي که رد مي‌کنيد نشان مي‌دهد که چقدر مي‌خواهيد عوض شويد. قاعدتا بازيگري که در فيلم تجاري بازي مي‌کند بايد راضي باشد. تکليفش معلوم است و چيزي را از دست نمي‌دهد. کار خوب هم پيشنهاد بدهند بازي مي‌کند و کار بد هم پيشنهاد بدهند، قبول مي‌کند. آن کسي که دارد فيلم خاص بازي مي‌کند موقعيت بدي دارد. هم پولش را از دست مي‌دهد و هم جايگاهش را.
حالا اگر يک بازيگري مدام نقش‌هاي مختلف بازي کند و تماشاگر تا بخواهد به او عادت کند همه‌چيز را تغيير دهد، به او آسيب نمي‌رساند؟
کوثري: همه آدم‌ها نقش‌هاي مختلفي از آقاي «پرستويي» در ذهنشان است. يا «فاطمه معتمدآريا». کسي هم فکر نمي‌کند که آنها فراموش مي‌شوند، يا دارند عادت تماشاگر را به هم مي‌زنند.
خب آنها زمان زيادي است که دارند بازي مي‌کنند و از بين اين همه فيلمي‌که بازي کرده‌اند همه ماندگار نشده. «رضا کيانيان» سال‌ها ديده نشد، اما خودش مي‌گويد انتظار تماشاگر را از خودش تغيير داده. الان همه منتظرند ببينند که او اين‌بار چطور و در چه نقشي بازي مي‌کند. اما اين موضوع در مورد شما هم صدق مي‌کند؟ شايد تعبير درستي نباشد، اما عمر هنري بازيگران زن در سينماي ايران خيلي کوتاه است. يا نااميد مي‌شوند، يا اينکه فکر مي‌کنند به ته سينما رسيده‌اند.
کوثري: من خيلي به اين چيزي که مي‌گوييد معتقد نيستم. بازيگران خوب هنوز هم دارند کار مي‌کنند.
الان «هديه تهراني» چند وقت است که کار نمي‌کند؟
کوثري: خودش نمي‌خواهد کار کند، وگرنه پيشنهاد‌هايش که کم نشده.
براي همين مي‌گوييم عمر کار هنري‌شان کوتاه است. مگر در اوج نبود؟ مگر اين اواخر نقش متفاوتي را در فيلم «چهارشنبه سوري» [ساخته اصغر فرهادي] بازي نکرد؟ اما حالا نمي‌خواهد کار کند.
کوثري: خب اگر به اين بگوييم عمر هنري، عمر هنري بازيگر مرد هم کوتاه است. تعداد بازيگران مردي که در اوج ديگر بازي نکردندکه بيشتر از بازيگران زن است. اما من اين را بيشتر يک وسواس و دلزدگي مي‌دانم. هديه خودش به هر دليلي تصميم گرفته که مدتي بازي نکند؛ اما از طرف مخاطب که فراموش نشده.
بله. اما براي «رضا کيانيان» 57 ساله بيشتر نقش نوشته مي‌شود تا يک بازيگر زن 50 ساله.
جواهريان: خب، شما فکر مي‌کنيد چرا اين‌طوري است؟
شايد دليلش مسائل اجتماعي باشد. زن‌ها تا اواخر دهه70 چندان نقش‌هاي اصلي سينما را بازي نمي‌کردند و شرايط اجتماعي اين‌طور مي‌خواست. تازه اواخر دهه 70 است که زن‌ها به دنبال نقش اجتماعي‌شان مي‌گردند و همين هم در فيلم‌ها منعکس مي‌شود؛ زن‌هاي صورت‌سنگي که مثلا با «هديه تهراني» در سينما نمود پيدا مي‌کنند.
جواهريان: شايد مشکل اين است که ما انتظار داريم بازيگراني‌خاص‌ براي يک سري نقش‌هاي‌خاص داشته باشيم.
کوثري: اصلا چرا فکر مي‌کنيد سه سال کار نکردن «هديه تهراني» پايان عمر کاري‌اش است؟
نمي‌گوييم پايان کارش است؛ مي‌گوييم مي‌تواند باشد...
جواهريان: يعني به نظرتان الان کسي «سوسن تسليمي» ‌را به ياد نمي‌آورد؟
نه. الان ما با نسلي طرفيم که متولد 1367 است و شايد فيلمي ‌از او هم نديده باشد. چند فيلم او در دسترس است؟ ما درمورد اهالي سينما حرف نمي‌زنيم که همه فيلم‌هاي هم را دنبال مي‌کنند. درباره مردمي‌ حرف مي‌زنيم که ممکن است در تهران هم زندگي نکنند اما سينما مي‌روند و بازيگر‌ها را مي‌شناسند. اين افراد که سابقه ذهني از «سوسن تسليمي‌» ندارند.
جواهريان: نمي‌شود گفت که اين سابقه ذهني به کلي از بين مي‌رود.
کوثري: اگر به عنوان کار هنري نگاه کنيم مثل اين بازيگرها مانند نقاشي هستند که چهار تابلو کشيده‌اند و الان کار نمي‌کنند. خب اين تابلو‌ها که هستند. اگر کسي پيگير نقاشي باشد، حتما آن نقاشي‌ها را مي‌بيند. تنها اتفاقي که افتاده، اين است که او ديگر کار نمي‌کند، يا نمايشگاهي نمي‌گذارد تا مردم کارهاي تازه‌اش را ببينند.
جواهريان: اين همه نگراني درباره کار، اينکه چه فيلمي‌ بازي کنم، اينکه فراموش مي‌شوم يا نه و... مي‌تواند آدم را نابود کند. اگر با اينهمه حسابگري به کار فکر کنيم، نتيجه را خراب مي‌کند. انگار به يک مقوله هنري نگاه نمي‌کنيم...
خب اين نگاه صنعتي است و بايد برايش برنامه داشت. شايد چون صنعتي در سينماي ما وجود ندارد چندان هم نشود مصداق‌هاي روشن برايش آورد. اما شما هم جزء گروهي هستيد که فکر مي‌کند بايد مدام تجربه کند و از کار بيشتر لذت ببرد.
کوثري: بله. البته انتخاب يک مقوله شخصي است. به هر حال من و «نگار» نفس‌مان از جاي گرم در مي‌آيد. اجاره‌خانه نمي‌دهيم، خانواده‌اي هست که ما با آنها زندگي مي‌کنيم، ماشينمان را پدرمان مي‌خرد، پول غذا نمي‌دهيم و... به‌هر‌حال زندگي مي‌کنيم. اما براي آن کسي که خرج خانواده مي‌دهد، نسخه‌ها و حرف‌هاي ما چندان نتيجه‌اي ندارد. من به بازيگر‌هايي که خانواده دارند و بايد خرج کنند، حق مي‌دهم.
اما تجربه‌ها هم هميشه خوب نيستند. مثلا در فيلم «روز سوم» [ساخته محمدحسين لطيفي] نگران نبوديد که لهجه‌تان خوب نشود و در نيايد؟ دامنه اين ريسک و تجربه‌پذيري که مي‌گوييد تا کجاست؟
کوثري: من ترجيح مي‌دهم در زندگي‌ام زياد ريسک کنم. چون مي‌خواهم هميشه هيجان‌زده باشم. ترجيح مي‌دهم وقتي يک نقش را بازي مي‌کنم با استرس آن را بازي کنم. مي‌خواهم ندانم نتيجه چه مي‌شود. اين بازيگري را برايم جذاب مي‌کند؛ وگرنه اين نوع که بداني چه مي‌خواهي بکني و همه‌چيز عالي باشد، هيجان‌انگيز نيست. فيلم‌هايي که همه‌چيز آماده است تا تو در آنها بدرخشي، هميشه خوب نيستند. من از سختي‌ها بيشتر لذت مي‌برم. براي همين دوست دارم ريسک کنم و بين‌شان هم کاري مثل «روز سوم» مي‌شود که مثلا ‌لهجه‌ام در آن درنمي‌آيد‌.
در فيلم «مي‌زاک» [ساخته حسينعلي ليالستاني] هم که تازه بازي کرده‌ايد، لهجه داريد؟
کوثري: نه خوشبختانه لال هستم! من حالا حالا‌ها سراغ لهجه نمي‌روم.
براي نگار جواهريان تجربه‌ها تا کجا ادامه پيدا مي‌کند؟
جواهريان: فکر‌ مي‌کنم ريسک لازم است و به قول «باران» اينکه همه‌چيز در ‌خدمت اين باشد که تو بدرخشي واقعا هميشه ‌خوب نيست منظورم از گزيده کار‌کردن، کارهايي بود که تا به حال انجامش نداده‌اي و دوست داري با آن دست و پنجه نرم کني. يعني فيلم‌هايي که به تو و سليقه‌ات نزديک هستند. براي من «تنها دوبار زندگي مي‌کنيم» اين‌طوري بود. «بهنام بهزادي» به من گفت که نمي‌تواند فيلمنامه را به من بدهد و دليلش هم نتيجه کار بود. چون همه نابازيگر بودند و «بهزادي» مي‌گفت اگر منِ بازيگر فيلمنامه را بخوانم، ناخودآگاه پيش فرض‌هايي را براي خودم مي‌سازم و يک‌دستي بازي‌ها رعايت نمي‌شود. سخت است که بدون فيلمنامه سر صحنه بروي. انگار تعادل نداري. اما مي‌خواهي روي بند راه بروي. اين هم يک جور سختي بازيگري است که هيجان‌انگيز هم هست.
پس شما دونفر دنبال هيجان مي‌گرديد؟
جواهريان: بله.
يعني ممکن است باز هم در «خوابگاه دختران» ديگري بازي ‌کنيد؟
کوثري: بله. ما همين‌جا آگهي مي‌دهيم که براي ما دو نفر فيلمنامه بنويسيد تا با هم بازي کنيم.


  • نويسنده: سيد

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [26/5/1387- 2:12 ع] پوستر باران کوثري
    [21/5/1387- 3:8 ع] پوستر سياوش خيرابي
    [21/5/1387- 2:54 ع] بيوگرافي بازيگران سريال ترانه مادري
    [20/5/1387- 6:0 ع] نظر سنجي
    [20/5/1387- 5:36 ع] عکس بازيگران
    [20/5/1387- 12:0 ع] پوستر بازيگران
    [20/5/1387- 12:15 ص] باران کوثري بازيگردان دانشآموزان شد
    [20/5/1387- 12:14 ص] باران کوثري
    [20/5/1387- 12:12 ص] باران کوثري
    [20/5/1387- 12:2 ص] باران کوثري
    [19/5/1387- 11:59 ع] عکس هاي باران کوثري در دايره زنگي
    [13/5/1387- 12:59 ص] عکس هاي خانم کوثري
    [13/5/1387- 12:57 ص] عکس هاي سر کار خانم باران کوثري
    [7/5/1387- 1:46 ص] ترانه مادري
    [5/5/1387- 12:4 ع] باران کوثري در اندوه از دست رفتن خسروي سينماي ايران
    [همه عناوين(117)][آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 297 بازديد
    بازديد ديروز: 362
    کل بازديدها: 40001 بازديد
  •   پيوندهاي روزانه
  •   درباره من
  • باران کوثری
    سيد[117]
    اين وبلاگ متعلق به باران کوثري است تبادل لينک ميکنيم با هر سايت و وبلاگي
  •   مطالب بايگاني شده
  •   موضوعات وبلاگ من
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  لينک دوستان من

  •  لوگوي دوستان من




  • سيد محمد کزازي - به روز رساني :  2:1 ع 26/5/1387
عنوان آخرين نوشته : پوستر باران کوثري





  •   آهنگ وبلاگ من